أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

79

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره المنافقون ( 63 ) : آيات 5 تا 6 ] وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ( 5 ) سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ ( 6 ) اين آيات در عبد اللّه أبىّ سلول منافق آمد و اصحاب او و قصّهء اين چنان بود « 1 » كه چون رسول ( ص ) شنيد كه بنو المصطلق جمع شده‌اند بر حرب وى ؛ بيرون شد با اصحاب خود ايشان را يافت بر سر آبى از آبهاى ايشان كه آن را مريسيع « 2 » ميگفتند از ناحيهء قديد بساحل چون دو لشكر روى بهم آوردند بنو المطلق بهزيمت برفتند و جمعى از ايشان كشته شدند « 3 » و زنان و كودكان ايشان را اسير كردند و مالهاى ايشان غنيمت كردند و مردى از مسلمانان مجروح شد « 4 » بر دست مردى از انصاريان از قوم عبادة بن الصامت بغلط پنداشت كه از جملهء كافران است مردم درين بودند كه مزدورى از آن عمر خطّاب آمد اسبى در دست گرفته بسر آب آمد و او از بنى غفار

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مفسّران گفتند : اين آيات در عبد اللّه أبىّ سلول منافق آمد و اصحاب او ؛ و قصّهء او چنان كه اهل سير گفتند اين بود كه رسول ( ص ) شنيد كه بنو المصطلق مجتمع شدند بر حرب او و قائد ايشان حارث بن أبى ضرار بود پدر جويريه كه زن رسول ( ص ) بود . چون رسول ( ص ) خبر يافت از ايشان ؛ بيرون شد بر وى ايشان ؛ ايشان را بر سر آبى ديد كه آن را مريسيع گفتند از ناحيهء قديد بساحل ( تا آخر عبارت او ) » . ( 2 ) - در مراصد الاطلاع گفته : « المريسيع بالضمّ ثمّ الفتح و ياء ساكنة و سين مهملة مكسورة و ياء أخرى و آخره عين مهملة و رواه بعضهم بالغين المعجمة ماء من ناحية قديد الى الساحل به غزوة النبى ( ص ) الى بنى المصطلق من خزاعة فقاتلهم و سباهم و اصطفى منهم جويرية فتزوّجها » و صاحب منتهى الارب گفته : « مريسيع مصغّر مرسوع چاهى است يا آبى است مرخزاعه را بر يك روزه راه از فرع ؛ و اليه يضاف غزوة بنى المصطلق و فيها سقط عقد عائشة ( رض ) و نزلت آية التّيممّ » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « كشته شد » ( بصيغهء مفرد ) . ( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) [ ج 5 چاپ اوّل ؛ ( ص 330 ؛ س 12 ] باضافهء : « من بنى - كلب بن عوف بن عامر ؛ نام او هشام بن ضبابه » .