أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
8
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
حق تعالى فرمود كه : آنان كه ظهار ميكنند از زنان خود پس آنگه ميخواهند كه باز گردند و رجوع كنند به آنچه حرام كردهاند بر نفس خويش بلفظ ظهار تا آن را حلال كنند بر خويشتن يعنى مقاربت و وطى را بايد كه كفّاره بدهند آن را ؛ به آنكه بندهء آزاد كنند و گفتهاند كه : « عود » بمعنى تدارك است يعنى خواهند كه تلافى و تدارك كنند آن چيز را كه بفساد آوردهاند و آن را اصلاح كنند ؛ اصلاح كردن آن ببنده آزاد كردن باشد و ازينجا گفتهاند : عاد الغيث على ما أفسد يعنى دريافت و باصلاح آورد آن را كه تباه كرده بود ، و گفتهاند كه : مراد اينست كه آنان كه اين گفتار منكر ميگفتند در جاهليّت و با زنان خود ظهار ميكردند پس آن را ترك كردند باسلام آنگه باسر آن شدند كه در جاهليّت ميگفتند كفّارهء آنكس كه باسر آن گفتار شد كه در جاهليّت ميگفت آزاد كردن بنده است پيش از آنكه زن و شوهر بهم رسند و مقاربت كنند آنگه بر سبيل التفات بايشان خطاب كرد و گفت : شما را به اين حكم وعظ ميكنند و پند ميدهند براى آنكه حكم بكفّاره دليل باشد بر ارتكاب معصيت و خيانت پس بايد كه به اين حكم پند گيريد و ديگر ظهار نكنيد و خداى تعالى به آنچه شما ميكنيد آگاه و داناست پس هر كس را كه بنده نباشد و بهاء وى ندارد بر وى باشد دو ماه پيوسته روزه داشتن پيش از آنكه زن و شوهر با يكديگر نزديكى كنند و اگر بعضى روزه داشت آنگه قدرت آزاد كردن بنده وى را پديد آمد اوليتر آن بود كه بنده آزاد كند و واجب نبود ، و هر كس كه نتواند كه دو ماه پيوسته روزه دارد برو بود شصت مسكين را طعام دادن ؛ هر يكى را نيم صاع و اگر نتواند مدّى [ ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا ] اين بيان و تعليم احكام براى آن است تا ايمان آريد بخداى و رسول او در عمل كردن بشرايع ؛ و اين حدّهائى است كه خداى تعالى نهاده است از آن تعدّى نتوان كرد و از او در نتوان گذشت و مر كافرانى را كه از اين حدود در گذرند عذابى رنجاننده و دردناك است . [ سوره المجادلة ( 58 ) : آيه 5 ] إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ كُبِتُوا كَما كُبِتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنا آياتٍ بَيِّناتٍ وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ ( 5 )