أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
492
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
معبود ايشان است و مستحقّ عبادت از ايشان . گفت : بگو كه : پناه ميدهيم با خداى از بدى ديوى وسوسه كننده و [ وسواس ] نام ديوى است و « وسوسه » خطرات و خيالات باشد كه در دل افتد يعنى از بدى و آفت اين ديو وسواس كه بازپس جهنده و پنهان شونده است ، و وسوسهء شيطان آدمى را آن بود كه چيزى در گوش او گويد چنان كه بدل او رساند بىآنكه آوازى شنود و آن كار را بر دل او مزيّن گرداند و او را وعده دهد و در آرزو اندازد چنان كه گفت : [ يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ ] و بتعجيل شهوت و تسويف توبه فرمايد ، در خبرست كه : عيسى عليه السّلام از حق تعالى درخواست تا موضع شيطان از فرزندان آدم بوى نمايد ويرا اطّلاع داد و او شيطان را ديد در اندرون آدمى ؛ سرش بمانند سر مارى سر بر دل او نهاده ؛ هرگاه كه بنده ذكر خداى كند سر باز پس برد و پنهان شود و بگريزد ، و چون از ذكر خداى غافل شود دل او در دهن گيرد بمانند لقمهء كه در دهن نهند آنگه خداى تعالى بيان كرد و گفت : از شرّ و بدى شيطانى كه از جنّ است يعنى از پريان و شيطانى كه از آدمى است چنان كه در جاى ديگر گفت : « شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ » وسوسه آدمى يكديگر را بليغتر باشد از وسوسهء ديو براى آنكه ديو وسوسه بسخن خفى و پوشيده كند و آدمى آشكارا بآواز وسوسه كند و آن را بانواع تلبيسات و تمويهات بيارايد . از جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام روايت است كه : چون [ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ] خوانده باشى بگوى : [ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ] و چون [ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ] بخوانى بگوى : [ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ] . الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلوة على خير خلقه محمّد و إله أجمعين الطيّبين الطّاهرين « 1 » .
--> ( 1 ) - طالب صور أرقام كتّاب نسخ مورد استفاده رجوع كند بمقدّمه ( ص نه - سج ) . تصحيح اين جلد روز پنجشنبه بيستم صفر المظفّر 1381 هجرى « اربعين » مطابق 12 مرداد 1340 شمسى مقارن غروب آفتاب پايان يافت