أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

490

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گره به روى زدند و آن را در زير سنگى نهادند در بعضى از چاهها و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن بيمار شده و موى وى بريزيد « 1 » تا آنگه كه او در خواب ديد كه : دو فريشته بر بالين وى ميگفتند و او بر آن مطّلع شد أمير المؤمنين على و زبير عوّام را بفرستاد تا آن را از چاه برآوردند و آن بندها بگشاد هرگاه كه بندى بگشادى سبكتر شدى تا كه جمله برگشاد همهء رنج از او زايل گشت » نيكو نيست براى آنكه مخالف عقل است . ديگر آنكه مشركان در رسول طعن ميزدند و او را « مسحور » ميخواندند و ميگفتند : « إن تتّبعون إلّا رجلا مسحورا » « 2 » اگر چنين باشد طعن مشركان راست باشد و خداى تعالى گفتار ايشان بر ايشان ردّ كرد و گفت : « انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا » * امّا اگر گويند كه : « ايشان اين فعل كردند و فعل ايشان را هيچ اثرى نبود خداى تعالى رسول را بر آن مطّلع گردانيد تا رسول اين كيد ايشان را آشكار كرد » اين روا باشد براى آنكه در اين نوعى معجز باشد از إخبار بغيب . و گفتند كه : ايشان يازده گره بر آنجا زده بودند خداى تعالى رسول را بر آن مطّلع گردانيد و اين دو سوره بر وى فرستاد يازده آيت تا بهر آيتى گرهى بگشاد و آن را باطل گردانيد . [ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ ] و پناه با خداى مىدهم از بدى حاسد چون حسد برد و حسد را ظاهر گرداند و بر مقتضاى « 3 » حسد خود كار كند از بدى انديشيدن و مكر و كيد كردن و حاسد تا كه حسد آشكارا نكند ضرر حسد جز با وى راجع نباشد امّا چون ظاهر كرد از وى بمحسود تعدّى كند و حسد حاسد را بسوزد چنان كه آتش هيزم را بسوزد و حاسد هميشه در خشم باشد از كسى كه او را گناهى نباشد [ حسد ] مذموم است و آن تمنّاى حال غير باشد و [ غبطه ] تمنّاى مثل آن حال باشد و اين محمود است .

--> ( 1 ) - كذا در نسخ اين تفسير و همچنين نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) پس معلوم مىشود كه « ريزيدن » بمعنى « ريختن » به كار ميرفته است . ( 2 ) - ذيل آيهء 47 سورهء مباركهء « الاسراء » و تمام آن اين است : « نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَ إِذْ هُمْ نَجْوى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً » پس بلافاصله خداى تعالى قول ايشان را ردّ كرده و چنين فرموده : « انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا * ( الاية ) » . ( 3 ) - در غالب نسخ : « بمقتضى » .