أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

464

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

همه بيشتر شد . ابن عبّاس گفت : در قرآن هيچ سوره نيست كه شيطان دشمن‌تر دارد و از وى بهتر بخشم آيد از اين سوره ؛ براى آنكه برائت است از شرك . مفسّران گفتند : اين سوره در حقّ جماعتى آمد از قريش چون : حارث بن قيس و عاص بن وائل و وليد بن المغيره و اميّة بن خلف و غير ايشان « 1 » كه رسول را گفتند : بيا با ما موافقت كن تا با تو موافقت كنيم تو يك سال خدايان ما را عبادت كن تا ما يك سال خداى ترا عبادت كنيم ، رسول خداى گفت : معاذ اللّه كه من بخداى شرك آرم بطرفة العين گفتند كه : اين بتان ما را يك بار استلام كن تا ما به تو ايمان آريم و دين تو گيريم و خداى ترا پرستيم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من هيچ كار نكنم بىامر و فرمان خداى تعالى ؛ جبرئيل عليه السّلام آمد و رسول را خبر داد كه : ايشان آنچه ميگويند دروغ ميگويند ايشان هرگز اختيار ايمان نكنند و بر كفر ميرند و اين سوره آورد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مسجد الحرام رفت و صناديد قريش آنجا حاضر بودند اين سوره بر ايشان خواند و طمع ايشان از موافقت خود منقطع گردانيد ، حقّ تعالى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خطاب كرد و فرمود كه : بگو مر اين كافران را كه از تو موافقت ميجويند و متابعت طلب ميدارند كه : اى كافران من نپرستم در زمان استقبال آنچه شما مىپرستيد آن را درين حال و شما نيز نپرستيد در زمان استقبال آنچه من او را مىپرستم و عبادت ميكنم درين حال « 2 » يعنى آنچه شما

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « اين سوره در جماعتى از قريش آمد از ايشان حارث بن قيس السهمى و عاص بن وائل و وليد بن المغيره و اسود بن عبد يغوث و أسود بن المطّلب و أميّة بن خلف » . ( 2 ) - تقييد معنى بقيد حال و استقبال براى اشارت به آنست كه نكته در تكرار آن بوده است ؛ ابو الفتوح ( ره ) بعد از تفسير سوره گفته ( ج 5 چاپ اول ص 596 ) : « اما وجه تكرار در اين سوره در او سه قول گفتند : يكى آنكه تكرار براى تأكيد است و تأكيد نوعى است از انواع و فنّى از فنون كلام عرب ؛ براى آنكه ايشان چنان كه حذف مىكنند و اقتصار براى تخفيف ؛ نيز تكرار ميكنند براى تأكيد ، و اشعارى كه در اين معنى آمده است از اين كتاب برفت چند جاى من قولهم : « كم نعمة عندى لكم كم كم و كم » و قول الاخر : « هلّا سألت جموع كندة يوم ولّوا أين أينا » و مانند اين بسيار است و در جاى خود رفته است در سورة الرحمن و ديگر جاى ؛ جز آنست كه چون حمل توان كردن بر فايدهء مستقلّ بر تأكيد حمل نبايد كردن . و وجهى ديگر آنست كه لفظ « أفعل » صالح باشد حال را و استقبال را [ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ ] فى الحال [ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ ] أى و لا انتم كذلك تعبدون ما أعبد فى الحال ؛ گفت : من در حال نپرستم آنچه را كه شما مىپرستيد و نه نيز شما مىپرستيد معبود مرا در حال ؛ آنگه براى نفى استقبال كلام از سر گرفت و گفت : [ وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ ] و نه من پرستم آن معبودانى كه شما پرستيد در مستقبل ايّام [ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ ] و نه نيز شما معبود مرا پرستيد در مستقبل ؛ و بر اين وجه در كلام تكرار نباشد ، و اين وجهى است نيكو كه حكايت كرده‌اند از ابو العبّاس . و جواب سيم از اين آيه آنست كه : اختلاف معنى مستفاد است از [ ما ] براى آنكه « ما » در آيات اوّل موصوله است يعنى لا أعبد معبودكم و لا انتم تعبدون معبودى ، و در آيات دگر « ما » مصدرى است و لا انا عابد عبادتكم اى مثل عبادتكم ؛ گفت : عبادت من چون عبادت شما نباشد چه عبادت من بر وجه قربت و شكر نعمت باشد و عبادت شما بر وجه متابعت پدران و اقتداء بايشان بر سبيل تقليد ؛ پس عبادت ما مختلف است از اين وجه ، و ماء مصدرى در كلام عرب معروف و مشهور است و در قرآن و اشعار بسيار است منها قوله : [ ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ] اى برحبها و قوله : [ وَ السَّماءِ وَ ما بَناها . وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها . وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها ] اى بناءها و طحوها و تسويتها ( تا آخر بيانات او ) » . پوشيده نماناد كه : تنها ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد مطلب را بسط نداده بلكه شيخ طوسى ( ره ) نيز در تبيان و همچنين طبرسى ( ره ) در مجمع البيان در اين مورد ببسط كلام و ذكر بيانات نفيسه و مطالب مهمّه پرداخته‌اند ؛ فمن شاء فليراجعها .