أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
456
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خويش را تحريض « 1 » نميكند و نميفرمايد بطعام دادن درويش و مسكين ، از غايت بخل و خساست ؛ خود بخيلى مىكند و ديگران را نيز ببخل ميفرمايد ؛ الّذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل . حقّ سبحانه و تعالى نادادن طعام بدرويش و ناكردن مهربانى و شفقت بر يتيم نشان تكذيب قيامت و ثواب و جزا گردانيده است يعنى آنكس كه چنين باشد ويرا بقيامت ايمان نباشد آنگه اين معنى را متّصل گردانيد به آنكه گفت : واى مر نمازكنندگان را كه از نماز غافل باشند و به او باك ندارند تا كه از ايشان فوت شود و وقتش برود و اگر نماز كنند أركان وى گوش ندارند و بحدود و حقوق وى قيام نكنند ، در حال قيام بهر جانبى التفات كنند و ركوع و سجود تمام بجاى نيارند ، از نمازى كه عماد دين و فارق ميان كفر و ايمان است ساهى باشند ، و بريا كه شعبهء از شرك و كفر است مشغول باشند ، آنچه كنند بريا كنند نه باخلاص ، و زكات بندهند و از مستحقّان منع كنند زكاتى كه قنطرهء اسلام است و پل مسلمانى ؛ سعد « 2 » گفت : رسول را پرسيدم از اين آيت ، گفت : آنان باشند كه نماز تأخير كنند از وقتش ، عبد اللّه عبّاس گفت : مراد منافقاناند كه چون مردم را ببينند نماز كنند و چون نبينند نكنند ؛ بيانه قوله تعالى : وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى . قتاده گفت : مراد آن كس است كه : باك ندارد از نماز « 3 » اگر كند و اگر نكند ؛ بيانش آنست كه بريدهء اسلمى روايت كرد كه : چون اين آيت آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اللّه اكبر ؛ اين آيت شما را بهترست از ملك دنيا مراد بآيت آنكس است كه : اگر نماز كند اميد ندارد بخيرش و اگر رها كند نترسد از شرّش . عطاء بن دينار گفت :
--> ( 1 ) - در غالب نسخ : « تحريص » بصاد مهمله ؛ و معنى متقارب است . ( 2 ) - مراد سعد بن أبى وقّاص است ؛ سيوطى در الدّر المنثور گفته : ( ج 6 ؛ ص 400 ؛ س 5 ) : « و أخرج أبو يعلى و ابن جرير و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و الطبرانىّ فى الاوسط و ابن مردويه و البيهقىّ فى سننه عن سعد بن أبى وقّاص قال سألت النّبىّ ( ص ) : عن قوله : الّذين هم عن صلاتهم ساهون ، قال : هم الذين يؤخّرون الصّلاة عن وقتها ؛ قال الحاكم و البيهقىّ : الموقوف اصحّ » . ( 3 ) - در غالب نسخ : « به نماز » .