أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
416
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مردى « 1 » از قيس غيلان گفت : يا رسول اللّه زياده كن ما را درين حديث ؛ گفت : « عمّ يتساءلون » بياموزيد و « ق و القرآن المجيد » و « و السّماء ذات البروج » و « و السّماء و الطّارق » كه اگر شما بدانيد كه : درين سورتها چه فضيلت است و ثواب ، آنچه را كه داريد بگذاريد و بتعلّم و حفظ اين سورتها تقرّب كنيد بخداى تعالى كه وى بدين سورتها جملهء گناهان بيامرزد الّا شرك بوى و بدانيد كه : سورة الملك مجادله كند روز قيامت از خداوندش و آمرزش ميخواهد براى او از گناه . پيش از آنكه رسول خداى را برسالت فرستادند كافران از جهودان و ترسايان و مشركان ميگفتند كه : ما از دين خود برنگرديم و ترك دين خود نكنيم تا آنگه كه پيغامبرى را كه در توراة و انجيل وعده دادهاند بفرستند آنگه ما دين خود را رها كنيم و متابع وى شويم ، خداى تعالى حكايت كرد از ايشان آنچه گفتند ؛ گفت : نبودند كسانى كه كافر بودند از جهودان و ترسايان و بتپرستان در زمان گذشته يعنى پيش از بعثت رسول كه منفكّ گردند و زايل شوند و بگذارند دين خود را تا آن وقت كه بايشان آيد بيّنهء كه معروف و مشهور است بنزديك ايشان حجّتى است واضح و گواهى است صادق يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه وى رسولى است و فرستادهء از نزديك خداى و از قبل وى ، ميخواند بر ايشان صحيفههاى پاكيزه گردانيده از باطل و دروغ ، در آن صحيفهها نامهها و نوشتههائى است مستقيم و راست ناطق بحقّ ايشان ؛ همه بر اين اتّفاق كرده بودند كه همچنين ميباشند تا آنگه كه اين رسول را بفرستند تا باتّفاق همه بوى ايمان آورند و دين خود بگذارند . [ وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِينَ ] و متفرّق نگشتند و دور نشدند از اينكه بر آن اتّفاق كرده بودند اين جهودان و ترسايان مگر پس از آنكه بايشان آمد آن رسول كه حجّت خداى است بر ايشان يعنى چون بايشان آمد پراكنده شدند بعضى ايمان آوردند و بعضى انكار كردند و گفتند كه : اين آن پيغامبر موعود نيست ، و بعضى شناختند كه وى است امّا عناد
--> ( 1 ) - در غالب نسخ عبارت روايت از اينجا تا آخر ذكر نشده است ليكن در تمام نسخ تفسير ابو الفتوح و مجمع البيان و در ساير تفاسير نيز جزء همين روايت نقل شده است .