أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
412
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
همه تسبيح و تهليل و استغفار ميكنند براى امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، چون وقت صبح باشد روى به آسمان نهند ساكنان آسمان دنيا باستقبال ايشان آيند و گويند : از كجا مىآئيد ؟ - گويند : از دنيا ؛ دوش شب قدر بود امّت محمّد را ؛ گويند : خداى تعالى چه كرد ، با ايشان ؟ - گويند : صالحان أمّت را بيامرزيد و شفاعت ايشان در طالحان قبول كرد ، فريشتگان آسمان دنيا آواز بلند كنند بتسبيح و تهليل و ثناى خداى تعالى و شكر وى بر آنچه خداى كرد از براى أمّت محمّد ؛ آنگه فريشتگان آسمان دنيا بتشييع ايشان بروند تا به آسمان دوّم ؛ فريشتگان آسمان دوّم همچنان بپرسند همان جواب يابند ، خوشدل شوند و خدايرا تسبيح و تهليل كنند ، ايشان نيز در موافقت با ايشان به آسمان سيم آيند همين حديث بشنوند و جواب دهند تا به آسمان هفتم رسند تا بسدرة المنتهى آيند همان حديث بپرسند و همان جواب بشنوند و آواز بتسبيح و تهليل بردارند ، اهل بهشت عدن آواز ايشان بشنوند رضوان را گويند : اين چه آواز است ؟ - گويند « 1 » : فريشتگان خداى را تسبيح و تهليل ميكنند براى امّت محمّد ؛ ايشان نيز آواز بردارند بتسبيح و تهليل ؛ حاملان عرش بشنوند همين بپرسند و همين جواب بشنوند ؛ بشكر خداى آواز بلند كنند بتسبيح و تهليل خداى ؛ بعد از آن حضرت عزّت گويد : اين چه آوازست ؟ - و او عالمتر باشد ؛ گويند : بار خدايا شنيدهايم كه دوش گناهكاران امّت محمّد را بيامرزيدى و شفاعت صالحان در حقّ طالحان قبول كردى ، حقّ تعالى گويد : آرى و امّت محمّد راست بنزديك من آنچه هيچ چشمى چون آن نديده باشد و هيچ گوشى چون آن نشنيده و بر خاطر هيچ آدمى نگذشته . در خبرى ديگرست كه : جبرئيل درين شب با هفتاد هزار فريشته به زمين آيد و ميكائيل با هفتاد هزار ، و لواى ؟ ؟ ؟ حمد بيارند و آن را چهار زاويه باشد : يكى بمشرق و يكى به مغرب و يكى در زير « 2 » عرش و يكى در زير هفتم زمين ؛ بر لواى ؟ ؟ ؟ حمد نوشته باشد كه :
--> ( 1 ) - كذا در جميع نسخ اين تفسير و همچنين تفسير ابو الفتوح ( ره ) كه بنظرم رسيد پس براى احترام بجاى مفرد جمع آورده است و گر نه بايستى كه : « گويد » باشد . ( 2 ) - كذا در تمام نسخ و شايد مصحّف « زبر » باشد بمعنى بالا ؛ اهل تحقيق خودشان متن عربى حديث را بدست آرند و مراجعه به آن نمايند .