أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

398

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

در خبرست كه روزى رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون آمد خندان و ميگفت : لن يغلب عسر يسرين ؛ يك دشوارى دو آسانى را غلبه نكند يعنى اگر در دنيا دشوارى و سختى باشد بر آن صبر بايد كرد كه آن سختى هم در دنيا بگذرد و به آسانى و راحت مبدّل شود و در آخرت بر آن ثواب باشد پس يك سختى را دو آسانى باشد و هرگز يك بر دو غالب نگردد . آنگه خداى تعالى رسول را فرمود كه : [ فَإِذا فَرَغْتَ ] چون فارغ شدى يعنى از نماز [ فَانْصَبْ ] رنجه شو بدعا خواندن و تعقيبات نماز بجاى آوردن ، يا چون از گزاردن « 1 » وحى و رسانيدن پيغام و دعوت خلق فارغ شدى نصب كن خود را به نماز و عبادت و دعا . مجاهد گفت : چون از كار دنيا فارغ شدى خدايرا عبادت كن و بعبادت حقّ رنج بردار . آورده‌اند كه شعبى مردى را ديد كه سنگ ميگرفت گفت : ليس بهذا امر الفارغ ؛ مرد فارغ را به اين نفرموده‌اند ، آنگه فرمود كه : رغبت خود بخداى خود مخصوص گردان ، و حوائج خود به حضرت وى رفع كن ، و طمع از مخلوق ببر .

--> ( 1 ) - در همهء نسخ بذال و قياسا تصحيح شد .