أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
396
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و وضع كرديم « 1 » از تو گرانى آن بار كه از پشت تو آوازى بيرون آورد چنان كه چيزى در وقت شكستن آواز كند يعنى بارى كه پشت ترا شكسته كرد از تحمّل أعباء نبوّت و ايذاء كافران و تكذيب ايشان ويرا ؛ آن بار از پشت تو بنهاديم يعنى پشت ترا قوى گردانيديم بمعجزات و براهين تا آسان گشت بر تو كشيدن آن بار ؛ تا پندارى از آسانى كه بر پشت تو بارى نيست ؛ و گفتهاند كه : مراد اينست : كه نه ما بار گران از دل تو برداشتيم بآمرزيدن گناهان امّت تو ؟ و نه ذكر ترا بلند گردانيديم به آنكه نام ترا قرين نام خود كرديم تا چون خطيبان بر منبرها و مؤذّنان بر منارهها نام من برند و گويند : أشهد أن لا إله الّا اللّه ، بر عقب اين گويند : أشهد أن محمّدا رسول اللّه ؟ و حسّان ثابت در اين معنى گفت : و ضمّ الاله اسم النبىّ الى اسمه * اذا قال فى الخمس المؤذّن : [ أشهد ] « 2 » أبو سعيد خدرى روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه گفت : جبرئيل از خداى تعالى پرسيد كه : نام محمّد بچه بلند كردى ؟ - گفت : به آنكه نام وى با نام خود پيوستم تا هركس كه گويد : أشهد أن لا إله الّا اللّه ؛ از وى مقبول نباشد تا نگويد كه : محمّد رسول اللّه . بعضى گفتند كه : به آن رفيع « 3 » كرد كه : روز قيامت مفزع خلايق با وى باشد بأميد شفاعت چنان كه با خداى باميد رحمت . آنگه حقّ تعالى تسلّى و دلخوشى رسول در زيادت گردانيد به آنكه گفت : اى محمّد بدرستى كه با دشوارى آسانى است آسانى قرين دشوارى و مصاحب وى است اين دشوارى كه ترا بود آسان كرديم خوشدل باش كه دشوارى آخرت هم آسان گردانيم ، با عسر دنيا يسرى هست از راحت و فرج و آسايش ؛ با عسر آخرت هم يسرى هست برحمت و بخشايش و شفاعت و خلاص . و گفتند كه : بر عموم است جملهء
--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديم ؛ و در غالب نسخ « و فرو نهاديم » . ( 2 ) - ابو المحاسن ( ره ) اوّل اين بيت و آخر آن را به منظور تلخيص در تفسير خود نياورده است ليكن ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود پيش از آن اين بيت را آورده است : « أغرّ عليه بالنبوّة خاتم * من اللّه مشهور يلوح و يشهد » و بعد از آن اين بيت را : « و شقّ له من اسمه ليجلّه * فذو العرش محمود و هذا محمّد » ( 3 ) - در نسخهء قديم : « رفع » .