أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

387

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گفتند و دعوى كردند بلكه تو دوست خدائى و برگزيده و بركشيدهء « 1 » ويى ؛ در دنيا تا زنده باشى وحى از تو منقطع نگردد ؛ و چون بآخرت رسى آخرت ترا بهتر باشد از دنيا كه در آخرت مقدّم باشى بر جملهء انبيا و رسل چنان كه گفت : آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيامة ، و زود بود كه خداى تو به تو دهد و تو راضى و خشنود باشى در دنيا از نصرت و تمكين و فتح و ظفر ؛ و در آخرت از شفاعت . عبد اللّه عمر روايت كرد كه روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت بخواند كه خداى تعالى از ابراهيم عليه السّلام حكايت كرد . فمن تبعنى فانّه منّى ؛ و من عصانى فانّك غفور رحيم ، و اين آيت كه از عيسى عليه السّلام حكايت كرد : ان تعذّبهم فانّهم عبادك ؛ و ان تغفر لهم فانّك أنت العزيز الحكيم ؛ آنگه دست برداشت و گفت : ربّ امّتى امّتى ؛ خداى تعالى جبرئيل را فرستاد و گفت : يا محمّد بگوى كه چرا ميگريى ؟ - و او عالمتر بود ، جبرئيل آمد و گفت : اى محمّد خدايت سلام مىرساند و ميگويد : چرا ميگريى ؟ - گفت خداوندا أمّتى گناهكار دارم ، حق تعالى گفت : ويرا بگوى كه : من رضاى تو بجويم در أمّت تو و ترا دلتنگ نگردانم و اين آيت آورد : [ وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ] ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اذا لا أرضى و واحد من أمّتى فى النّار ؛ لا جرم راضى نشوم تا يكى از أمّت من در دوزخ باشد . روايت است از صادق عليه السّلام « 2 » كه يك روز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در نزديك زهرا عليها السّلام شد

--> ( 1 ) - « بركشيده » در كلمات قدما بمعنى مقرّب و برگزيده است ؛ در بهار عجم گفته : « بركشيدن معروف و وزن كردن و ترقّى دادن كسى را و مرتبهء او افزودن ؛ افضل كاشى : عيب است عظيم بركشيدن خود را * وز جملهء خلق برگزيدن خود را از مردمك ديده ببايد آموخت * ديدن همه كس را و نديدن خود را و « بركشيده » نواخته و پرورده را گويند چنان كه خواجه جمال الدين سلمان گفته : « تاب خوردهء غضبش آتش جحيم * هم بركشيدهء كرمش آب زمزم است » ( 2 ) - اين روايت در غالب نسخ اين تفسير نيست ؛ ليكن در تمام نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) هست ؛ طبرسى ( ره ) در مجمع البيان گفته : « و عن الصادق ( ع ) قال : دخل رسول اللّه ( ص ) علىّ فاطمة عليها السلام و عليها كساء من ثلّة الابل و هى تطحن بيدها و ترضح ولدها فدمعت عينا رسول اللّه لمّا أبصرها فقال : يا بنتاه تحمّلى مرارة الدّنيا بحلاوة الاخرة فقد أنزل اللّه علىّ : و لسوف يعطيك ربّك فترضى » . سيوطى در الدر المنثور در تفسير آيه آورده ( ج 6 ص 361 ؛ س 30 ) - « و أخرج العسكرىّ فى المواعظ و ابن مردويه و ابن الّلال و ابن النجّار عن جابر بن عبد اللّه قال دخل رسول اللّه ( ص ) على فاطمة و هى تطحن ؛ الحديث . پوشيده نماناد كه سيوطى در اين مورد احاديث بسيار نسبت بمضامين متن آورده است هر كه طالب باشد مراجعه كند .