أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

367

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خود و صاحب خود يعنى بقالب و تن خود رو « 1 » و در ميان بندگان من « 2 » شو آن بندگان كه بندهء من‌اند و شرايط بندگى بجاى آورده‌اند پس آنگه در بهشت من رو . صالح بن حيان « 3 » گفت : آيت در حمزهء عبد المطّلب آمد روز احد كه روح وى در روضه‌ايست از روضه‌هاى بهشت مكرّم و مشرّف بنزديك خداى تا روز قيامت . و گفتند : در حبيب بن عدىّ آمد آنگه كه أهل مكّه وى را بياويختند و روى وى بمدينه كردند گفت : الّلهمّ ان كان لى عندك خير فحوّل وجهى نحو قبلتك ؛ بار خدايا اگر مرا بنزديك تو خيرى هست روى من با قبله گردان ؛ خداى تعالى روى وى با قبله گردانيد بى آنكه كسى دست بوى برد . اگرچه آيت خاصّ باشد حكم وى عامّ باشد كسانى را كه به اين صفت باشند از مؤمنان .

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : [ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ ] أى صاحبك يعنى جسد تلك النّفس ؛ در وقت آنكه خداى جانها را باز آفريند در اجساد و گويد : اى جانها با تنها رويد خشنود و خداى از شما خشنود ؛ اين قول عكرمه و ضحّاك است و روايت عوفى از عبد اللّه عبّاس ؛ دليل اين تأويل قرائت عبد اللّه عبّاس است كه او خواند : [ فادخلى فى عبدى ] بر توحيد ، حسن گفت كه : ارجعى الى ثواب ربّك و كرامته ؛ با ثواب و كرامت خداى شو . بعضى ديگر گفتند : اين خطاب در دنيا باشد يعنى اى نفس ساكن شده با دنيا با درگاه خدا شو به ترك دنيا و طلب آخرت ؛ و نصب [ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ] بر حال است [ فَادْخُلِي فِي عِبادِي ] گفت : در ميان بندگان من شو يعنى آن كن كه بندگان من ميكنند و شرط بندگى بجاى آر و آنكه در بهشت من شو يعنى در باب دخول بهشت حاجت جز به آن نيست بلكه شرط بندگى بجاى آرى و جمله داخل است در اين از فعل طاعات و اجتناب مقبّحات . مقاتل و قرظى گفتند : [ فى ] بمعنى « مع » است اى : ادخلى جنّتى مع عبادى ، و در آيت تقديم و تأخيرى است و اين قول بعيد است براى آنكه بر اين تقدير [ وَ ادْخُلِي ] دوّم زيادت باشد و نيز ترك ظاهر كردن بىدليلى روا نباشد » . ( 2 ) - در منهج الصادقين گفته : « اضافهء عباد و جنت به خود به جهت اشعار است بتعظيم و تشريف » ( 3 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « صالح بن حيان بتحيانيّة القرشىّ الكوفىّ عن أبى وائل و عنه علىّ بن مسهر و محمّد بن بشر العبدىّ ضعّفه ابن - معين » ليكن در بعضى نسخ بجاى « حيان » [ حسّان ] بسين مهمله ضبط شدهء است ؛ و خزرجى نيز نسبت بوى چنين گفته : « صالح بن حسان النّفرىّ بمعجمة ساكنة أبو الحرث المدنىّ نزيل البصرة عن اين المسيّب و عروة و عنه ابن أبى ذئب و أبو داود - الحفرىّ قال البخارىّ : منكر الحديث » .