أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

365

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

امروز مرا دستگير بودى پس آن روز هيچكس را عذاب نكنند چون عذاب وى و هيچكس را بند نكنند چنان كه وى را ؛ عذاب وى از عذاب جملهء أهل دوزخ سختتر و بيشتر باشد و بر قرائت ديگر « 1 » معنى آنست كه هيچ يكى از زبانيهء دوزخ عذاب نكند ديگرى را آن عذاب كه وى را كند . فرّاء گفت : اين آدمى مردى معيّن است براى آنكه لام تعريف عهد راست نه تعريف جنس را ؛ و بعضى از مفسّران گفتند : اميّة بن خلف الجمحى است . [ سوره الفجر ( 89 ) : آيات 27 تا 30 ] يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ( 27 ) ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ( 28 ) فَادْخُلِي فِي عِبادِي ( 29 ) وَ ادْخُلِي جَنَّتِي ( 30 ) خداى تعالى با مؤمن خطاب كرد كرامت وى را چنان كه با موسى عليه السّلام سخن گفت يا بر زبان فريشتهء خطاب كرد و گفت : اى نفس آراميده و ساكن گشته با حقّ چنان كه هيچ شبههء را بوى راه نبوده است وعدهء خداى حقّ دانسته و آن را تصديق كرده باز گرد با خداى خويش يعنى به آنچه وعده داده است از ثواب راضى از خداى و خشنود از كرامتها و ثواب طاعتهاى پسنديده و محمود بنزديك خداى ، تو از خداى راضى و خداى از تو راضى . اين خطاب وى را در وقت نزع و جان سپردن باشد چون بقيامت رسد وى را گويند : فادخلى فى عبادى و ادخلى جنّتى . عبد اللّه عمر روايت كرد كه : چون بندهء مؤمن را وفات رسد خداى تعالى دو فريشته را بفرستد تا تحفهء جهت وى از بهشت بياورند و گويند : اى نفس مطمئنّه بيرون آى با روح و ريحان شو خداى از تو راضى و تو از خداى راضى ؛ بيرون آيد و بوئى از وى دميدن گيرد خوشتر از بوى مشك ، فريشتگان آسمان گويند : نفس

--> ( 1 ) - اشاره بر قرائت ديگر است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت بآندو چنين گفته : « اين بر قرائت بيشتر قرّاء چه عامّهء قرّاء [ يعذّب ] و [ يوثق ] خواندند بكسر ذال و ثاء على اضافة الفعل الى [ أحد ] و ردّ الضمير الى اللّه تعالى و التقدير لا يعذّب أحد فى الدّنيا كعذاب اللّه فى الاخرة ؛ و لا يوثق أحد كوثاقه و كسائى و يعقوب خواندند بفتح ذال و ثاء على - الفعل المجهول يعنى آن روز ايشان را عذابى كنند كه مانند آن كسى را نكنند و بندى نهند كه چنان بند كس را ننهند » .