أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
357
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره الفجر ( 89 ) : آيات 9 تا 14 ] وَ ثَمُودَ الَّذِينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ ( 9 ) وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ ( 10 ) الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ ( 11 ) فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ ( 12 ) فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ ( 13 ) إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ( 14 ) نديدى و ندانستى و خبر آن به تو نرسيد كه خداى با ثمود چهكرد ؟ ثمود آن كسانى بودند كه در مقامى كه ايشان را بود و آن را « وادى القرى » گفتندى سنگها را مىبريدند و خانهها در سنگ مىكند چنان كه خداى از آن خبر داد . [ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ ] « 1 » . أهل سير گفتند : اؤل كسى كه سنگ تراشيد و ازو خانه كرد و متاع و اساس كرد اذرخام و جز آن ثمود بود هزار هزار و هفتصد هزار خانه در كوهها در سنگ كردند خداى تعالى صالح را بايشان فرستاد متابعت وى نكردند ايشان را عذاب فرستاد و همه را هلاك كرد : و ديگر نميدانى اى محمّد كه خداى با فرعون چهكرد يعنى ميدانى . و ترا خبر دادهايم از عذاب و هلاكت وى اين فرعون كه وى را « ذو الاوتاد » گفتندى و از براى آن وى را « ذو الاوتاد » گفتند كه : وى را لشكرى فراوان بودى و هر كجا كه فرود آمدندى خيمه در خيمه و طناب در طناب كشيدندى و خيمه را بميخ ثابت توان كرد و نيز از براى آن گفتند كه : چون كسى را عذاب فرمودى وى را چهار ميخ كردندى چنان كه در خبر آمده است كه فرعون را خازنى بود نام وى « خربيل » مؤمن بود و ايمان خود پنهان ميداشت و او آن مرد است كه خداى تعالى گفت : « و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه » « 2 » و زن وى نيز مؤمنه بود و ماشطهء « 3 » دختر فرعون بود روزى دختر فرعون را سر به شانه ميكرد شانه از دستش بيفتاد گفت : كور باد آن كسى كه بخداى كافر باشد ، دختر فرعون گفت : ترا خدائى هست جز از پدر من ؟ - گفت : اى و اللّه خداى من و خداى پدرت و خداى آسمان و زمين آفريدگار عالم و عالميان است و او يكيست بىهمتا و بىأنباز ، دختر از آنجا برفت و پدر را خبر داد
--> ( 1 ) - آيهء صد و چهل و نه سورهء مباركهء « الشعراء » است . ( 2 ) - آيهء بيست و هشتم سورهء مباركهء « المؤمن » است . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « مشّاطه » ؛ در كتب لغت آوردهاند : « الماشطة و المشّاطة التّى تحسن المشط و تتّخذ ذلك حرفة لها » پس هر دو بيك معنى است .