أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

36

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره الحشر ( 59 ) : آيات 13 تا 14 ] لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ ( 13 ) لا يُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً إِلاَّ فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ ( 14 ) هر آينه شما كه مؤمنانيد سخت‌تريد و بيشتر بترس در دلهاى ايشان يعنى هيبت ايشان و خوف ايشان از شما سخت‌تر است در دلهاى ايشان از هيبت خداى تعالى و خوف وى ، از شما بيشتر مىترسند از آنكه از خداى تعالى ، براى آنكه ايشان نميدانند خدايرا و نمىشناسند تا از وى بترسند چنان كه بايد ترسيدن ، ايشان يعنى جهودان تنها يا جهودان با منافقان قتال و جنگ نكنند با شما و نتوانند كردن مگر در ديههاى استوار گردانيده و شهرهاى محكم كرده بدروازه و خندق يا از پس ديوارها از آنكه نيارند كه بصحرا آيند و با شما مبارزه نمايند از ترسى كه در دل ايشان باشد [ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ ] شجاعت و صولت و قوّت و شوكت ايشان با يكديگر باشد با يكديگر سخت باشند و به زبان لاف مردى و شجاعت زنند تو پندارى كه ايشان يكىاند و مجتمع‌اند و با يكديگر موافق‌اند ؛ نه چنين‌اند كه دلهاى ايشان پراكنده است و هواهاى ايشان مختلف ، منافقان را هواى ديگر و جهودان را هواى ديگر ، هر يكى را دينى و مذهبى ديگر ، و اين اختلاف ايشان براى آنست كه ايشان گروهىاند كه نمىدانند آنچه رشد و صلاح ايشان در آن باشد و عقل را كار نمىفرمايند تا بدانند . [ سوره الحشر ( 59 ) : آيات 15 تا 17 ] كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِيباً ذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 15 ) كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ ( 16 ) فَكانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِي النَّارِ خالِدَيْنِ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ ( 17 ) داستان اينان كه جهودانند چون داستان آنان است كه پيش از ايشان بودند بزمانى نزديك يعنى مشركان قريش كه ببدر كشته شدند . بشش ماه پيش از اين ابن عبّاس گفت : بنو قينقاع‌اند كه عهد بكشتند چون رسول خداى از بدر باز آمد