أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

337

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

الاعلى ] و منزّه گردان خداى برتر خود را از آنچه لايق حضرت وى نباشد از صفات نقص . فرّا گفت : معنى اينست كه بنام خداى تسبيح كن . ابن عبّاس گفت : مراد به « تسبيح » نماز است و به « اسم » امر است يعنى نماز كن بفرمان خداى بلند و برتر خود آن خدائى كه خلقان را بيافريد و راست آفريد بحسب مصلحت چنان كه صلاح دانست محكم و متعفن چنان كه دليل كند كه از دانائى حكيم صادر گشته است آن خدائى كه تقدير كرد هر حيوان را آنچه صلاح وى در آنست پس هدايت كرد و راه نمود وى را به آن چون طفل را بپستان مادر و جوژهء « 1 » مرغ را به روزى وى و چهارپاى را بمرتع . مقاتل گفت : مراد آنست كه راه نمود هر نوع را از حيوان كه با جفت خود چگونه خلوت بايد كرد تا از وى فرزند آفريند و گفته‌اند : هدايت كرد در دين بمعنى الطاف و توفيق و اقدار و تمكين و ازاحت علّت و نصب ادلّه ، و آن خداى كه گياه را از زمين بيرون آورد براى چهارپايان تا ايشان را انتفاع عاجل ازو حاصل آيد و ترا نظر كردن در وى منافع آجل را ؛ پس آنگه كرد اين گياه سبز را خاشهء « 2 » سياه و ريزيده باوّل سبز و زرد و سرخ و سفيد بالوان مختلف باشد آنگه كه خشك شود از آن بگردد . [ سوره الأعلى ( 87 ) : آيات 6 تا 13 ] سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى ( 6 ) إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفى ( 7 ) وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى ( 8 ) فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى ( 9 ) سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى ( 10 ) وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ( 11 ) الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى ( 12 ) ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى ( 13 ) بشارت ميدهد خداى تعالى رسول خود را و ميگويد كه : دل خود پريشان مدار در كار وحى كه ما زود بود كه قرآن بر تو خوانيم تا تو يادگيرى و قرآن‌خوان شوى « 3 »

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « جوژه ( بجيم عربى ) و زاى فارسى بر وزن و معنى جوجه است » و نيز در گفتار جيم فارسى گفته « چوژه بفتح زاى فارسى بر وزن كوزه بچّهء ماكيان باشد و به اين معنى بازاى هوّز هم آمده است » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « خاشه بر وزن ماشه خس و خاشاك و ريزه‌هاى چوب و سرگين و أمثال آن را گويند كه همه بهم آميخته باشد » . ( 3 ) - اشاره بمعنى [ سَنُقْرِئُكَ ] است كه ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ سَنُقْرِئُكَ ] ما ترا خواننده گردانيم به قرآن كه بر تو فرستيم تا تو يادگيرى و از حفظ ميخوانى ؛ يقال : قرأت الكتاب و أقرأته غيرى إذا جعلته قاريا إمّا بالتعليم او التّمكين » .