أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
335
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
در روزى كه بيازمايند و ظاهر گردانند آنچه آدمى در سينه پوشيده دارد از عقايد و نيّات و تميز كنند و جدا گردانند ميان نيك و بد و پاك و پليد . سفيان گفت مراد به [ سرائر ] خفاياى أعمال است از نماز و روزه و غسل جنابت و وضو ؛ چه اگر مرد گويد : روزه دارم و نماز كردم و غسل و طهارت كردم و نكرده باشد كس نداند بجز از خداى ؛ دليل اين تأويل حديث عبد اللّه عمر است كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : سه چيز است كه هركه بر آن محافظت كند دوست خداى باشد نماز و روزه و غسل جنابت درين روز كه آدمى را رجعت كنند و بازآفرينند و سراير و ضماير وى بر صحراى كشف نهند و بر هر چه كرده باشد جزا دهند ويرا قوّتى و يارى و ياورى نباشد كه وى را يارى كند و عذاب از وى باز دارد آنگه خداى سوگند خورد و گفت : بحقّ آسمان خداوند باران « 1 » كه يك بار ببارد و يك بار بازاستد و نبارد و آنگه وادراستد و ببارد و شايد كه مراد بسما ابر باشد كه عرب ابر را آسمان خوانند بر سبيل مقاربت و بحقّ زمين كه خداوند شكاف است يعنى شكافته مىشود بنبات و درختان و جويهاى آب كه اين قرآن گفتارى است جداكننده ميان حقّ و باطل و حلال و حرام ، و نيست او سخنى هزل ؛ همه جدّاست ، حقّ او آنست كه در دلهاى با جلالت و تعظيم باشد خواننده و شنونده بايد كه چنان داند كه خداى تبارك و تعالى با وى خطاب مىكند امر و نهى و وعد و وعيد از خداى ميشنود چون بآيت وعد رسد بايد كه تضرّع كند و اميد دارد كه از اهل آن باشد ، و چون بوعيد رسد با خداى پناه دهد از آنكه از اهل آن باشد . آنگه رسول را خبر داد كه اين كافران و مشركان كيد ميكنند و بدى مىسكالند تا به تو و مؤمنان مكروهى رسانند و ما نيز كيد ميكنيم به آنكه نقض تدبير ايشان و حيلهء ايشان ميكنيم و مهلتشان ميدهيم و فراميگذاريم تا ناگاهى بگيريم ايشان را تو نيز ايشان را مهلت ده و بر ايشان نفرين مكن به هلاكت و تعجيل مكن و راضى باش بتدبير من در ايشان تا من نيز ايشان را مهلت دهم و فراگذارم زمانى اندك يعنى تا بروز بدر آنگه بر دست مسلمانان ايشان را هلاك كنم .
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته « [ وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ] بحقّ آسمان خداوند باران كه متراجع است يك بار بيايد و يك بار بازايستد و گفتند : مراد به [ سماء ] » ابر است و عرب بر سبيل مقاربت ابر را آسمان و باران را نيز [ سماء ] گويند يقال : جاءنا سماء أي مطر عبد اللّه عبّاس گفت : مراد بسماء ابر است ؛ و مراد به [ رجع ] باران است . ابو عبيده گفت : [ رجع ] آن باشد ( تا آنكه گفته ) : ابن زيد گفت : مراد برجع آنست كه آفتاب و ماه گاهى برآيد و گاهى فرو شود » . 2 - در بعضى نسخ : « نباشد » .