أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
328
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
با كودكى طفل « 1 » ، زن بازپس ميگريخت كودك آواز داد و گفت : يا امّاه اصبرى فانّك على الحقّ ؛ اى مادر صبر كن كه تو بر حقّى ، زن بجست و خويشتن را در آتش افكند . ضحّاك گفت : شش كس پيش از وقت سخن گفتند گواه يوسف ، و پسر ماشطهء دختر فرعون ؛ و عيسى عليه السّلام ، و يحيى عليه السّلام و صاحب جريح ، و صاحب الاخدود « 2 » سعيد بن المسيّب گفت : روزى بنزديك عمر خطّاب ذكر اين غلام ميرفت يكى از جملهء حاضران گفت : من ديدم آن غلام را دست بر آن جراحت نهاده هرگه كه دست وى از آنجا برگرفتى دست وى باز به آن جا رفتى . مقاتل گفت : اخدود سه بود يكى بنجران يمن ، و اين يوسف بن - ذى نواس يهودى را بود و سبب آن بود كه مردى ترسا به زمين نجران افتاد و ايشان را با دين عيسى دعوت كرد اجابت كردند ذو نواس يهودى خبر يافت لشكرى از حمير برگرفت و آنجا رفت و آن مردم را مخيّر كرد ميان سوختن و جهودى اختيار كردن ، ايشان جهودى اختيار نكردند خندقها بكندند و بيك روز دوازده هزار مرد را بسوخت . و ديگرى بشام بود و اين انطياجوس را بود ، سيّم بپارس بخت نصّر را بود حقّ تعالى ايشان را لعنت و نفرين كرد گفت : كشته باد و بلعنت خداوندان اخدود يعنى كسانى كه شكافها در زمين كردند مشتمل بر آتشى افروخته در وقتى كه ايشان بر كنار آن شكافها و گوهاى « 3 » پر آتش نشسته بودند و آن مؤمنان را ميسوختند و ايشان به آنچه ميكردند با آن مؤمنان از سوختن گواهان بودند كه بنزديك ملك گواهى دهند يكديگر را كه هيچكدام در سوختن تقصير نكرده است . [ سوره البروج ( 85 ) : آيات 8 تا 11 ] وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاَّ أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ( 8 ) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ( 9 ) إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذابُ الْحَرِيقِ ( 10 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِيرُ ( 11 )
--> ( 1 ) كذا در تمام نسخ اين تفسير و تفسير ابو الفتوح ( ره ) . ( 2 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و قصّهء اينان رفته است » . ( 3 ) در برهان قاطع در حرف گاف فارسى گفته : « گو بفتح اوّل و سكون ثانى زمين پست و مغاك را گويند » .