أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
283
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
موسى [ آيت كبرى ] يعنى معجزهء بزرگتر بوى نمود و آن آن بود كه عصا بينداخت در پيش فرعون ؛ در حال مارى بزرگ گشت و گفتهاند كه : مراد به [ آيت كبرى ] عصا و يد بيضاست و هر دو را يكى خوانده است براى آنكه دوّم كه يد بيضاست تابع اولى است و بمنزلت آن است كه همنفس وى است « 1 » فرعون چون معجز بديد ايمان نياورد و تكذيب كرد و در خداى تعالى عاصى شد و او را ساحر خواند پس آنگه پشت بر كرده از مار ترسيده مىشتافت تا پشت بر ايشان آورد و سعى ميكرد در رفتن و سر نهادن در راه معاصى و فساد ؛ پس گرد گرد قوم خود را يا ساحران را و در ميان ايشان آواز داد و گفت : من خداى بزرگترين شماام . گفتهاند كه : به اين آن خواست كه بتان خدايان شمااند و من بزرگترين ايشانم يا آن خواست كه أشراف و سادات و قوّاد ارباب شمااند و من خداى همهام . پس خداى تعالى بگرفت او را بعقوبت و نكال آخرت و دنيا ؛ نكال دنيا بغرق و نكال آخرت بدوزخ ؛ يكى به آب و يكى به آتش ؛ يكى بغرق و يكى بحرق ، نكال دنيا ؛ از بهر آنكه گفت : ما علمت لكم من إله غيرى ، و نكال آخرت ؛ براى آنكه گفت : [ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى ] . گفتهاند كه : ميان اين دو كلمه چهل سال بود . آنگه گفت : در حديث موسى و قصّهء فرعون اعتبارى هست كسى را كه بترسد از خداى تعالى و از مخالفت امر وى ؛ آنگه بر سبيل تنبيه و تذكير گفت با مكلّفان عهد رسول : [ سوره النازعات ( 79 ) : آيات 27 تا 33 ] أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها ( 27 ) رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها ( 28 ) وَ أَغْطَشَ لَيْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها ( 29 ) وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها ( 30 ) أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها ( 31 ) وَ الْجِبالَ أَرْساها ( 32 ) مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ ( 33 ) اى مشركان مكّه و اى منكران بعث و نشور چرا انديشه نكنيد تا معلوم شما شود كه چون ما قادريم بر آفريدن آنچه از شما بزرگتر و سختتر باشد ؛ از آفريدن
--> ( 1 ) - مولى فتح الله ( ره ) گفته : « و گويند : مراد به آن عصا و يد بيضاست و هر دو را يك آيت گفت به جهت تبعيّت آن به اولى كه در حكم آنست كه از جملهء اولى باشد ؛ يا مراد مجموع معجزات او بود كه در وضوح دلالت در حكم آيت واحده بودند » .