أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
277
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كافر باشد منتظر عذاب و عقاب و نقمت ، و ميگويد آن مرد كافر : اى كاشكى من خاك بودمى چنان كه بودم و هرگز مرا حشر نكردندى تا اين روز نديدمى ؛ و اين سخن در آن وقت گويد كه خداى تعالى جملهء جانوران را زنده گرداند و ميان ايشان حكم كند بر تعدّيى كه كرده باشند تا بحدّيكه داد گوسفند بىسر و « 1 » از گوسفند سرودار ؟ ؟ ؟ بستاند آنگه ايشان را بار ديگر خاك گرداند كافر در اين حال گويد : [ يا ليت ] كه من نيز حيوانى بودمى چون اين حيوانات تا اكنون خاك گشتمى چون ايشان . عكرمه گفت كه : در بعضى كتب ديدم كه درين حال چون وحوش و بهايم محنت آدميان بينند گويند : شكر و سپاس خداى تعالى را كه ما را آدمى نيافريد كه اگر اميد بهشت نداريم بارى محنت و غم دوزخ ما نيست و گفتهاند كه : مراد به [ كافر ] ابليس است چون خود را از آدم خاكى بهتر دانست و وى را سجده نكرد درين حال مرتبهء آدم و آدميان آرزو خواهد اگر چه اين همه روايت است امّا بر سبيل مثل باشد و در بعضى قرائت است : يا ليتنى كنت ترابيّا ؛ يعنى كافر گويد : اى كاشكى من از شيعهء بو تراب بودمى تا آن همه كرامت كه بايشان مىرسد به من نيز رسيدى .
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « سرو بضمّ اوّل و ثانى بواو كشيده مطلق شاخ را گويند خواه شاخ گاو باشد و خواه شاخ گاوميش و خواه شاخ گوسفند و امثال آن » پس « بىسرو » بمعنى بىشاخ و « سرودار » بمعنى شاخدار است ، سيوطى در الدرّ المنثور در تفسير اين آيه نقل كرده ( ج 6 ؛ ص 310 ) : « و أخرج عبد بن حميد و ابن جرير و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و البيهقى فى البعث و النشور عن أبى هريرة قال : يحشر الخلائق كلّهم يوم القيامة البهائم و الدوابّ و الطير و كلّ شىء فيبلغ من عدل اللّه أن يأخذ للجمّاء من القرناء ثمّ يقول : كونى ترابا فذلك حين يقول الكافر : يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً » . ملا فتح الله ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « از عبد اللّه عمر مرويست كه روز قيامت بكشند زمين را مانند كشيدن پوست و ساير حيوانات را از وحوش و طيور و هوامّ و دوابّ و سباع حشر كنند به جهت اقتصاص حتّى يقتصّ للشّاة الجمّاه من الشّاة القرناء نطحتها ؛ تا داد گوسفند بىشاخ را از شاخدار بستانند و بعد از آن ايشان را خاك گردانند چون كافر حال ايشان را ببيند گويد : يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً ؛ كاش من نيز چون اين حيوانات خاك گشتمى » و ابو الفتوح ( ره ) نيز همين روايت را در تفسير خود آورده است .