أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

27

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نكرد مگر سه كس را « 1 » كه محتاج بودند يكى ابو دجانه سماك بن خرشه « 2 » ، دوم سهل بن حنيف ، سوم دريد بن الصمّة « 3 » و از بنى النّضير بيشتر از دو كس كسى ديگر ايمان نياورد يكى سفيان بن عمرو بن وهب بود و ديگر سعد بن وهب ، رسول ( ص ) بفرمود تا ملك ايشان با ايشان دادند خداى تعالى در اين معنى اين آيت فرستاد و گفت : هر آنچه خداى تعالى با رسول خود ردّ كرد و آن را فىء و غنيمت وى گردانيد و كس را در آن شركت نداد و نصيب ننهاد از مال جهودان بنى النّضير آن همه آنست كه شما را در آن سعى و كوششى نبوده است و رنجى نرسيده است هيچ اسبى و اشترى بر تحصيل آن غنيمت نتاختيد و نبرديد و قطع مسافتى و حربى و قتالى نكرديد ليكن خداى تعالى رسول خود را بر ايشان مسلّط گردانيد تا بر اشترى نشست و با تنى چند از صحابه بنزديك ايشان رفت ايشان بر طريق مصالحه خان و مان رها كردند و اموال و اسباب خود برسول ( ص ) بگذاشتند و خداى تعالى رسولان خود را مسلّط گرداند بر آنكسى كه خواهد از دشمنان خود و او بر همه چيز قادر و تواناست آنگه گفت : [ وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ ] آنچه خداى تعالى با رسول خود ردّ كرد و غنيمت خاصّ وى گردانيد از مالهاى كافرانى كه اهل ديههااند و ايشان بنو قريظه و بنو النّضيراند كه بمدينه بودند

--> ( 1 ) - اينكه در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) ديده مىشود ( ج 5 چاپ اول ص 284 س 5 ) : « مگر چهار كس را كه ايشان محتاج بودند أبو دجانة و سماك بن خرشنه و سهل بن خسيف و دريد بن الصمّه » از تحريفات بيسوادان بىامانت است كه « سه » را « چهار » كرده و حرف عطفى هم ميان « أبو دجانة » و « سماك » افزوده است علاوه بر ساير اغلاط ؛ چنان كه به نظر خوانندگان ميرسد زيرا بنص عبارت نسخهء چاپى نقل شده است فراجع ان شئت . ( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « خرشة محرّكة مگس و سماك بن خرشة بن لوذان صحابى است » و جزرى در اسد الغابه گفته : « سماك بن خرشة و قيل سماك بن اوس بن خرشة بن لوذان بن عبد ودّ بن زيد بن ثعلبة بن خزرج بن ساعدة بن كعب بن الخزرج الانصارىّ الساعدى أبو دجانة و هو مشهور بكنيته شهد بدرا و أحدا و جميع المشاهد مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم ( تا آخر بيانات او كه طويل الذيل است ) » . ( 3 ) - در صحاح گفته : « الصمّة ( بالكسر ) الرجل الشجاع و الذكر من الحيّات و منه سمىّ در يد بن الصمّة » .