أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
252
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
را از اهل بهشت قوّت و شهوت صد مرد بدهد از اهل دنيا ؛ چون طعامى كه خواهند بخورند شرابى دهند ايشان را كه شكم را خوشبوى گرداند و بوقت هضم طعام و شراب رشحى شود و از اندام ايشان بيايد بمانند مشك اذفر . يكى از عارفان گويد : از قفاى سهل بن عبد الله نماز خفتن ميكردند و او اين سوره ميخواند چون به اين آيت رسيد آواز دهنش مىآمد چون كسى كه چيزى مژده كند « 1 » او را گفتند : يا شيخ قرآن ميخواندى يا شراب ميخوردى ؟ - گفت : شراب ميخوردم بكأس [ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ ] « 2 » و اگر از قرائت قرآن لذّت شراب و خوشتر از آن نيافتمى نخواندمى . عبد اللّه عمر گفت : مردى حبشى بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت : خداى تعالى شما را بر ما تفضيل داده است بحسن صورت و بياض لون ؛ اگر ايمان آرم به آنچه تو دارى و آن عمل كنم كه تو ميكنى با تو در بهشت باشم ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : آرى ، آنگه گفت : به آن خداى كه جان من بفرمان وى است كه مردى سياه باشد در دنيا كه بياض و نور او در بهشت از هزار فرسنگ مىتابد . آنگه گفت : هر كه بگويد : « لا إله الّا اللّه » او را عهدى باشد بنزديك خداى تعالى ، و هر كه بگويد : « سبحان اللّه و بحمده » او را صد هزار و بيست و چهار هزار حسنه بنويسند ، يكى از حاضران گفت : يا رسول اللّه پس هيچ كس هلاك نشود ؟ ! رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : مرد باشد كه روز قيامت مىآيد و چندان عمل دارد كه اگر بر كوه نهد گرانبار شود يك نعمت از نعمتهاى خداى تعالى بيايد و آن را مستغرق گرداند تا او بماند با فضل و رحمت خداى تعالى ، آنگاه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيات در صفت بهشت بخواند چون به اين جا رسيد [ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ] حبشى گفت : يا رسول اللّه چشم من همان بيند در بهشت كه چشم تو ؟ - گفت : آرى ؛ حبشى نعرهء بزد و بيهوش گشت چون از آن بيهوشى درآمد رنجور شد و در آن رنجورى متوفّى شد . عبد الله عمر گفت : بعزّ خداى « 3 » كه رسول را ديدم
--> ( 1 ) - غالب نسخ : « مژد » و در بعضى نسخ ديگر : « چيزى خورد » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) ( ج 5 : چاپ اوّل ؛ ص 351 ؛ س 10 ) : « آواز دهنش ميآمد همچون كسى كه چيزى خورد » . ( 2 ) - نيكو گفتهاند در حقّ مجاهدان راه دين : « زهى شربت كه در خون مىزند گام * بامّيد [ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ ] جام » ( 3 ) - در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بعزّت عزّ خداى » .