أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

243

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنگه امير المؤمنين على عليه السّلام دست فراز كرد و قرص خود ايثار كرد و بمسكين داد فاطمه عليها السّلام نيز موافقت كرد حسن و حسين عليهما السّلام نيز موافقت كردند فضّه نيز موافقت كرد و آن شب به آب روزه گشادند ، روزى ديگر صاعى ديگر آس « 1 » كردند و پنج قرص بپختند و بوقت افطار پيش نهادند يتيمى بر در آمد و گفت : السّلام عليكم يا أهل - بيت النبوّة و معدن الرّساله ؛ من يتيمىام از أولاد مهاجران ؛ پدرم را روز عقبه شهيد كرده‌اند مرا طعامى دهيد تا خداى تعالى شما را از مائدهء بهشت طعام دهد ، امير المؤمنين على عليه السّلام چون اين بشنيد اين بيتها انشا كرد « 2 » .

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « آرد » . ( 2 ) - اشعارى كه ابو الفتوح ( ره ) آورده اينهاست ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 477 ) : « فاطم بنت السّيّد الكريم * بنت نبىّ ليس بالزّنيم » « قد جاءنا اللّه بذا اليتيم * من يرحم اليوم فهو رحيم » « موعده فى جنّة النّعيم * حرّمها اللّه على اللّئيم » « و للبخيل موقف ذميم * تهوى به النّار الى الجحيم » « شرابه الصّديد الحميم » فاطمه عليها السلام جواب داد : « إنّى لا عطيه و لا أبالى * و أوثر اللّه على عيالى » « أمسوا جياعا و هم أشبالى * أصغر هم يقتل فى القتال » « بكربلا يقتل باغتيال * للقاتل الويل مع الوبال » « تهوى به النّار إلى سفال * مصفّد اليدين بالاغلال » « كبوله زادت على الاكبال » در كفاية الخصام آنها را چنين ترجمه كرده : « فاطمه اى دختر شاه كريم * بر در ما آمده طفلى يتيم » « هر كه بر وى بخشد او باشد رحيم * جايگاه اوست رضوان و نعيم » « ممسكان را باغ خلد آمد حرام * جز در آتش نيست ممسك را مقام » « چرك و ريم آنجا همى نوشد ز جام » فاطمه عليها السلام در جواب آن حضرت عرض كرد : « بخشم اكنون نان و مال خويشتن * حق گزينم بر عيال خويشتن » « بچّگان خورد سال خويشتن » * « كشته گردد كهترين طفلم حسين در زمين كربلا با شور و شين » * « قاتلش را ويل شد جا و مقرّ ميكشد نارش سوى قعر سقر » * « با دو دست بسته در أغلال و بند بندها محكمتر از هر گون كمند »