أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

237

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

حقّ سبحانه و تعالى ميگويد : هى نيامد بر آدم « 1 » زمانى از روزگار كه وى در آن زمان چيزى مذكور نبود و اين زمان آن بود كه مدّت چهل سال ميان مكّه و طايف افكنده بود گاه خاك بود ، و گاه گل ، و گاه حمأ ، و گاه صلصال . گفتند : چهل سال خاك بود باران برو آمد گل شد ، چهل سال گل بود بگشت روزگار رنگ بگردانيد حمأ گشت ، چهل سال حمأ بود آفتاب برو تابيد خشك گشت صلصال شد ، و چهل سال صلصال بود . و گفته‌اند : معنى اينست كه : [ قد أتى ] بدرستى كه بر آدم زمانى از روزگار بگذشت كه وى چيزى نبود كه از وى ذكرى كنند ، بنزديك حسن بصرى و قتاده « 2 » مراد به [ انسان ] آدم است و بنزديك ديگران آدميان‌اند ؛ دليلش قوله : [ إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ ] و آدم را از نطفه نيافريد از خاك آفريد . آورده‌اند كه : اين آيت بنزديك عمر خطّاب بخواندند گفت : اى كاشكى كه همچنان مىبودى و مخلوق و مذكور نگشتى و مكلّف نشدى . و در تفسير اهل البيت عليهم السّلام آمد كه مراد به [ انسان ] علىّ بن أبى طالب است و اين استفهام در معنى نفى باشد يعنى هيچ زمانى برين انسان نگذشت كه او در آن زمان مذكور نبود يعنى هميشه مذكور و معروف بود و چگونه مذكور نباشد آنكس كه نامش با نام خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ساق عرش و بر درهاى بهشت و سرادقات عرش نوشته باشد پيش از خلق آدم چنان كه در اخبار آمده است كه مكتوب على ساق - العرش : لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، أيّدته بعلىّ و نصرته به ؛ و دليل بر صحّت اين قول آنست كه الف و لام در [ إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ ] عهد راست اشارتست با انسان مقدّم و اين انسان را از نطفه آفريد بايد كه آن انسان آدم نباشد و ديگر آنكه بنزديك مفسّران

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : قوله [ هل أتى على الانسان حين ؛ الاية ] زجّاج گفت : كه معنى آنست كه : ألم يأت على الانسان يعنى آدم عليه السّلام [ حين ] أى زمن من الدّهر و قد كان شيئا الّا أنّه لم يكن مذكورا » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و بعضى ديگر گفتند : معنى [ هل ] « قد » است اينجا ؛ أى قد أتى على الانسان يعنى حينى و مدّتى دراز از روزگار بر آدم بگذشت كه او در آن روزگار چيزى مذكور نبود . بعضى ديگر گفتند : معنى آنست كه أ أتى على الانسان على سبيل الاستفهام ؛ بر سبيل تقرير ؛ و مراد به [ انسان ] آدم است فى قول الحسن و قتاده و سفيان ؛ و ديگر مفسّران گفتند : مراد ديگر آدميانند ؛ ألف و لام جنس راست » .