أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

208

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آيت در حقّ وليد مغيرهء مخزومى آمد و او را در ميان قوم او [ وحيد ] « 1 » خواندندى و او را مال بسيار بود سفيان ثورى گفت كه : او را هزار هزار دينار بود . ابن عبّاس گفت : نه هزار دينار . مقاتل گفت : مال او بوستانى بود در طايف كه ميوهء او سال تا سال منقطع نگشتى دليلش آنست كه آن را [ ممدود ] خوانده است و در جاى ديگر ميگويد : « و ظلّ ممدود » و اين جز بوستان نباشد و او را پانزده پسر بود و بقول مقاتل هفت « 2 » چون اين آيت آمد همه روى در نقصان نهاد تا همه فرزندان و مال او هلاك شد و عاقبت وى نيز هلاك گشت ؛ حقّ تعالى ميگويد كه : اى محمّد خاطر مبارك خود پريشان مدار و مرا با اين كافران گذار و خاصّ با اين كافر كه او را [ وحيد ] خوانند و نام او وليد است من او را بيافريدم تنها مجرّد از مال و فرزند او را مالى

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ ذرنى و من خلقت وحيدا ] رها كن مرا با آنكه من آفريدم او را در شكم مادر تنها بىمالى و عددى و عدّتى و اتباعى ، آيه در وليد مغيرهء - مخزومى آمد عبد اللّه عباس گفت : او را در قوم خود [ وحيد ] خواندندى برين قول [ وحيدا ] بدل باشد از [ من ] بدل الكلّ من الكلّ ، و بر قول اوّل كه ظاهر دليل او مىكند حال باشد ؛ روا باشد كه از فاعل بود و روا باشد كه از مفعول » . صاحب كتاب فضائح الروافض در مقام عدم اعتداد و اعتناى اسلام بمال و منال و جاه و جلال دنيوى مثال به اين شخص زده و گفته ( بنابر نقل صاحب نقض ) : « و اسلام وليد مغيره را كه او را [ ريحان قريش ] گفتندى با بزرگى جاهش دور كرد » . نگارنده در ذيل اين عبارت نسبت بمعرّفى وليد چنين گفته ( ص 105 مقدّمهء نقض و تعليقات آن كه كتاب مستقلّى است ) : « جمهور مفسّران عامّه و خاصّه از قبيل زمخشرى در كشّاف و نيشابورى در غرائب القرآن و فخر رازى در مفاتيح الغيب و بيضاوى در اسرار التنزيل و خازن در لباب التأويل و أبو السعود در ارشاد العقل السليم و طبرسى در مجمع البيان و فيض در صافى و أبو الفتوح در روض الجنان و ملّا فتح اللّه در منهج الصّادقين الى غير هؤلاء در تفسير سورهء « المدّثّر » ضمن بيان اين آيه « ذرنى و من خلقت وحيدا » و شأن نزول آن گفته‌اند : « و كان الوليد من وجهاء قريش و صناديدهم و لذلك لقّب ريحانة قريش » و نصّ عبارت شيخ ابو الفتوح ( ره ) اين است : « و او را ريحان قريش گفتندى » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « سعيد جبير گفت : او را سيزده پسر بودند مقاتل گفت : هفت بودند ؛ وليد بن الوليد و خالد بن وليد و عمارة بن وليد و هشام بن وليد و عاص بن وليد و قيس بن وليد و عبد الشمس بن وليد ؛ سه از ايشان اسلام آوردند خالد و هشام و عمّار » و نظير اين در ساير تفاسير نيز هست ، و در نسخ اين تفسير بجاى [ هفت ] « هفده » و بطور تحقيق غلط است .