أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
191
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
يا دعوت ميكرد خلق را با خداى تعالى نزديك بودند كه بعضى بر سر بعضى افتند از زحمت « 1 » ايشان و حرص ايشان بر سماع قرآن . عبد اللّه عبّاس گفت كه : اين از قول آن نه نفر جنّ است كه حكايت ميكنند با جنّيان ديگر چون با نزديك قوم شدند خبر دادند ايشان را از ازدحام أصحاب مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوقت نماز و قرائت قرآن و ازدحام ايشان و اقتدا بوى در وقت نماز ؛ قتاده گفت : مراد اينست كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برخاست بدعوت كردن جنّ و انس مجتمع شدند و يكى گشتند تا ابطال كار او كنند و اطفاء نور وى ؛ خداى تعالى منع كرد ايشان را از آن و حجّت وى ظاهر گردانيد . [ قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي ] رسول خداى گفت : من خداى خود را ميخوانم و او را مىپرستم و عبادت ميكنم و هيچ كس را با وى شريك نميگردانم ، اين كار كه من ميكنم موجب آن نيست « 2 » كه شما همه يار و ياور يكديگر شويد و با من عداوت و دشمنى آشكارا كنيد [ قُلْ ] بگو اى محمّد كه : من مالك نيستم براى شما نفعى و ضرّى را ؛ نفع و ضرّ « 3 » شما بدست من نيست بدست خداى تعالى است ، بگوى كه : مرا هيچ كس با پناه خود نتواند گرفت از عذاب خداى تعالى ؛ و هرگز ملجأ و پناهگاهى نيابم جز از وى . مقاتل گفت : سبب نزول آيت آن بود كه كافران قريش ويرا گفتند : از دين خود برگرد تا ترا با پناه خود گيريم ، خداى تعالى فرمود ويرا كه : ايشان را بگوى كه : مرا از خداى تعالى هيچ كس با پناه خود نتواند گرفت و زينهار نتواند داد و من مالك هيچ پناهگاهى نباشم و خود را از عذاب وى نتوانم رهانيدن مگر برسانيدن از خداى تعالى پيغامهاى وى ؛ و امتثال كردن فرمانهاى وى ، و هر كه عاصى شود در خداى تعالى و پيغمبر وى ؛ او را آتش دوزخ باشد ، در آنجا جاويد بماند و هرگز فرجى و راحتئى بوى راه نيايد .
--> ( 1 ) - « زحمت » يعنى ازدحام ؛ در منتهى الارب گفته : « زحمة بالفتح انبوهى » و نيز گفته : « ازدحم القوم على كذا ؛ انبوهى كردند و فراهم آمدند » و « ازدحم » در اصل « زحم » بوده كه بباب افتعال رفته و تاء آن مطابق قاعده بدال بدل شده است . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « موجب آنست » و هر دو درست است چنان كه وجه هر يك با اندك تدبّر نزد أهل تدبّر روشن است . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « ضرر » .