أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
186
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گرگ برّه رها كرد برّه بيامد و در ميان گلّه « 1 » رفت و گزندى بوى نرسيد حقّ تعالى آيت فرستاد و از آن حالت و مقالت خبر داد و گفت : مردانى از آدميان پناه با مردانى ميدهند از جنيّان پس اين آدميان جنّيان را در زيادت كردند بيدادى و جبّارى و گردنكشى بسبب پناه گرفتن ايشان با ايشان ؛ تا گفتند كه : ما بر جنّ و انس مهتر شديم همه در فرمان مااند و در پناه و حمايت مااند ؛ و ايشان پنداشتند و گمان بردند يعنى جنيّان گمان بردند چنان كه شما كه مشركانيد گمان برديد « 2 » كه خداى تعالى هيچ كس را برنهانگيزد « 3 » و حشر نكند از مردگان . اين دو آيت گفتهاند كه : از جملهء آنست كه خداى تعالى وحى كرده است و پيغمبر را خبر داده نه از قول جنيّانست و بعضى گفتهاند كه : از جملهء گفتار ايشان است يعنى ايشان گفتند كه : آدميان گمان بردند چنان كه شما گمان برديد « 4 » كه خداى تعالى هيچ كس را برنخواهد انگيخت و ما بيوسيديم « 5 » و طلب كرديم كه به آسمان برشويم آسمان را يافتيم پر كرده از فرشتگان كه نگاهبانانند [ شَدِيداً ] سخت قوى ، و ستارگانى كه پارههاى آتشاند يعنى خواستيم تا بر آسمان رويم و خبرى از اخبار غيب بشنويم يا فرشتگان مانع مىشدند يا آتش
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « رمه » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « كه مشركانى گمان بردى » و اين تعبير مبنى بر اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) است از وضع مفرد در جاى جمع در سراسر تفسير خود چنان كه مكرّر در مكرّر اشاره به آن شده است ؛ و مراد « مشركانيد و گمان برديد » است . ( 3 ) - يعنى برنينگيزد . ( 4 ) - در بعضى نسخ معتمده : « بردى » و آن مطابق اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) است . ( 5 ) - در غالب نسخ : « بيسوديم » يا « ببوديم » و صحيح همانا متن است ؛ در برهان قاطع گفته : « بيوسد با دال ابجد بر وزن ضرورت مشتقّ از بيوسيدنست يعنى طمع كند و اميدوار گردد ( تا آنكه گفته ) بيوسيدن بر وزن خموشيدن بمعنى اميد داشتن و اميدوار گرديدن و طمع كردن و چاپلوسى نمودن باشد » .