أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

180

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بعبادت ايشان بسيار كسان گمراه شدند ، واى بار خداى « 1 » آن ظالمان را ميفزاى الّا ضلالت و گمراهى ، از سبب گناهان ايشان بود كه ايشان را به آب غرقه گردانيدند پس آنگه در آتش دوزخشان بردند . ضحّاك گفت : اين هر دو در دنيا بود در ميان آب آتشى پديد آمد و ايشان را بسوخت . و گفتند : هر يك شخص را از يك جانب آب غرق ميكرد و از ديگر جانب آتش مىسوخت ، و ايشان نيافتند از جز خداى تعالى يارانى كه عذاب از ايشان بازدارد . [ وَ قالَ نُوحٌ ] نوح پيغمبر دعا كرد و گفت : اى بار خداى « 2 » مگذار بر روى زمين ازين كافران هيچ كس را كه بر روى زمين گردد كه اگر بگذارى بندگان ترا گمراه كنند و از ايشان در وجود نيايد مگر بىسامان كارى « 3 » كافر ، دعاى نوح برايشان گفتند كه : بدستورى خداى تعالى بود و باعلام وى . ابن زيد گفت كه : نوح برايشان دعا آنگاه كرد كه خداى تعالى أرحام زنان ايشان عقيم گردانيد و اصلاب مردان خشك كرد پيش از عذاب بچهل سال و گفتند : بهفتاد سال ، نوح دعا كرد و خداى تعالى اجابت كرد و در ميان ايشان هيچ كودكى نبود « 4 » آنگه نوح خود را دعا كرد و مادر و پدر

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ در هر دو مورد : « اى بار خدايا » . ( 2 ) - در بعضى نسخ در هر دو مورد : « اى بار خدايا » . ( 3 ) - در برهان قاطع ضمن معانى « سامان » [ بر وزن دامان ] گفته : « و بمعنى عصمت و عفّت هم هست » پس « بىسامان‌كار » بمعنى غير عفيف مىباشد يعنى بدكار و دامن‌آلوده . و در نصاب « فاجر » را بلفظ « نابكار » ترجمه كرده است پس « بىسامانكار » و « نابكار » در فارسى بمعنى « فاجر » در عربى است . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « ابو العاليه و حسن گفتند : اگر در ميان ايشان اطفال بودندى اين الم بر ايشان عذاب نبودى بل بر طريق امتحان بودى چون بيمارى و امثال آن ؛ پس بر خداى تعالى ثابت بودى . بعضى ديگر گفتند : اوّل اطفال را از ميان ايشان بمرگ ببرد آنگه عذاب فرستاد ايشان را ؛ نبينى كه در ديگر آيت گفت : « و قوم نوح لمّا كذّبوا الرسل أغرقناهم » و معلوم است كه كودكان تكذيب انبيا نكردند » . مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين بعد از نقل اين قول كه اصلاب مردان خشك و ارحام زنان عقيم شد گفته : « و كسانى كه برآنند كه در ميان ايشان صبيان بود گفته‌اند كه : صبيان بر وجه عقاب غرق نشدند بلكه هلاكت ايشان بر اين طريق بود كه الحال فوت ميشوند . بمسبّبات هلاكت از طاعون و و با و هدم و حرق و غرق و سقوط از علو و غير آن ؛ و اين موجب زيادتى عذاب آباء و أمّهات ايشان بود ؛ زيرا كه ايشان مشاهدهء عذاب اطفال خود ميكردند كه ايشان به آب فروميرفتند و هلاك ميشدند و حسن بصرى را از غرق اطفال ايشان سؤال كردند گفت : علم اللّه براءتهم فأهلكهم به غير عذاب » .