أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

151

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

أيّام در سربى « 1 » رفت و آنجا بود تا روز هشتم ، روز هشتم باد در آن سرب رفت و او را بكشت و باد منقطع گشت و آن عجوز آخرين كسى بود كه از آن قوم هلاك شد . [ فَتَرَى الْقَوْمَ ] تو بديدى قوم را يعنى عاديان را درين أيّام و ليالى و درين باد سخت افتاده و هلاك شده گوئيا كه بيخهاى درختان « 2 » خرمااند خشك شده و پوسيده گشته كه باد برآيد آن را از بن بشكند يا از بيخ بركند و بيفكند پس هيچ مىبينى ايشان را بقيّتى مانده ؟ يعنى همه هلاك شدند و از ايشان هيچ كس نماندند . [ سوره الحاقة ( 69 ) : آيات 9 تا 12 ] وَ جاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِكاتُ بِالْخاطِئَةِ ( 9 ) فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رابِيَةً ( 10 ) إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ ( 11 ) لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ ( 12 ) حقّ تعالى ذكر هلاك فرعون و قوم او كرده است و گفته كه : فرعون و آنان كه از قبل او بودند از تبع و خدم و حشم وى و كسانى كه ساكنان ديههائى بودند كه آن را [ مؤتفكات ] « 3 » خواندند و آن ديههاى قوم لوط است ايشان نيز همه كارى عظيم كردند گناهى سخت و فاحشهء زشت آوردند از شرك و كفر و آن معاصى كه ميكردند خداى تعالى پيغمبر بايشان فرستاد و در پيغمبر خداى خود عاصى شدند تا لا جرم بگرفت خداى تعالى ايشان را گرفتنى سخت زيادت بر جملهء سختيها كه بديگر أمّتان رسيد . آنگه گفت : ما چون آب طغيان كرد و از حدّ برفت در عهد نوح عليه السّلام قتاده گفت : از بالاى همهء چيزها پانزده گز درگذشت چون آب به اين بسيارى شد ما شما را در كشتى نشانديم تا شما غرق نشديد و اين بر سبيل تذكير نعمت گفت ما را ، [ لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً ] تا براى شما تذكرهء و عبرتى گردانيم آن حالت را كه با مؤمنان قوم نوح كرديم از نجات دادن ايشان و غرقه كردن كافران ، و ياد گيرد

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « سردابى » و هر دو بيك معنى است ؛ در منتهى الارب گفته : « سرب بالتحريك سوراخ جانوران دشتى و خانهء كنده زير زمين » . ( 2 ) - در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « پنداشتى كه ايشان كونهء درختان » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « عامّهء قرّاء بجمع خواندند حسن بصرى گفت : [ و المؤتفكة ] بلفظ واحد يعنى اهل زمين مؤتفكات ، [ بالخاطئة ] أى بالخطيئة و المعصية ؛ و اين نيز مصدريست على وزن الفاعلةاى بالخطاء و الكفر » .