أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

129

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بلا و مكاره از شما خداى تعالى مىكند چگونه غير ويرا مىپرستيد ؟ ! و چون خداى تعالى بشما رنجى رساند بتان دفع نتوانند كردن چرا بايد پرستيدن ايشان را ؟ ! آنگه گفت : اين كافران نيستند الّا در غرورى و فريبى از شياطين در پرستيدن بتان . يا كيست آنكسى كه شما را روزى دهد چون خداى تعالى روزى خود از شما باز گيرد ؟ ! هرگز اين بتان توانند كه شما را روزى دهند ؟ ! نتوانند ، پس چون ناصر شما خداست و روزى دهندهء شما خداى تعالى است ؛ ويرا پرستيد . آنگه خبر داد از عناد كافران و جحود ايشان و گفت : نه كه ايشان لجاج و ستيزه ميكنند در عصيان و طغيان و رميدن از فرمان خداى جهانيان . آنگه مثلى زد مؤمن و كافر را و گفت : اى آنكسى كه ميرود در حالى كه بر روى در آينده باشد « 1 » از آن سبب كه بر بىراه رود در روى مىافتد او چنان باشد كه كسى ميرود بر راه راست و او را هيچ ؟ ؟ ؟ عثرتى و افتادنى نباشد ؟ آن شخص راه يافته‌تر باشد يا اين ؟ ! حال

--> ( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) در تفسير اين آيه چنين گفته ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 368 ؛ س 24 ) : « گفت بر سبيل تنبيه و تحذير به صورت تخيير [ أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ] گفت : آنكس كه ميرود بر روى در آمده بهدايت و راه راست اولىتر باشد يا آنكس كه ميرود بر راه دين ؟ اين فعلى است مخالف قياس براى آنكه [ أفعل ] او لازم است و [ فعل ] او متعدّى ؛ و قياس أفعال لازم و متعدّى بر عكس اين باشد [ فعل ] لازم بود و [ أفعل ] متعدّى كقولهم : ذهب فلان و أذهبته ، و دخل فلان و أدخلته ، و خرج و أخرجته ، و اين چنين است كه : اكتب ؟ ؟ ؟ فلان لوجهه و كببته ، و قال اللّه تعالى فكبّت وجوههم فى النار و قال عليه السّلام : و هل يكبّ الناس على مناخرهم فى النّار إلّا حصائد ألسنتهم ، قال : و نظيره من الكلام قولهم : أقشع السحاب و قشعه اللّه . و نصب [ مكبا ] بر حال است . و در معنى آيه دو وجه گفتند : يكى - آنكه معنى آيه مثل است كه خداى تعالى زد كافران را و مسلمانان را ؛ كافر را تشبيه كرد به آنكه او در رفتن بر وى افتاده باشد و مؤمن را به آنكه بر راه راست ؛ و همهء عقلا دانند كه اين بهتر باشد از آن و مهتدىتر . قتاده گفت : مراد آنكه روز قيامت كافران را برانگيزند بر روى بدوزخ شونده ، و مؤمن بقدم خود بر صراط ميرود كالبرق الخاطف . و بر اين قول صراط مستقيم بهشت باشد » .