أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
117
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و هم درين دعا گفت : [ و نجّنى ] مرا نجات ده و برهان از نفس پليد فرعون و عمل كفر و ظلم و عذاب وى بندگان را بىجرمى ؛ و برهان مرا از اين قوم ظالمان و بيدادگاران « 1 » كه قوم فرعوناند از قبطيان . و همچنين مثل زد به مريم دختر عمران كه او خود را نگاه داشت و اندام خود را از فساد و بدنامى ؛ ما در دميديم درو از روح خود و آن جبرئيل بود عليه السّلام كه : بيامد و باد در آستين وى در دميد ؛ و گفتند : در گريبان وى ؛ در حال آبستن گشت به عيسى عليه السّلام و براى آن [ روح ] را با خود اضافت كرد كه آن فعلى بود كه جز بمقدور وى نبود كه از باد دهن جبرئيل عيسى را بيافريد و مريم تصديق كرد و باور داشت كلمات خداى خود را و اين كلمات آنست كه خداى تعالى به آن سخن گفت و پيغمبران را وحى كرد و باور داشت كتابهاى خداى تعالى را كه فرستاده بود پيغمبران و او از جملهء مطيعان و نماز و دعاكنندگان بود . و براى آن من القانتين [ گفت ] : « 2 » كه ويرا قوّت مردان بود در عبادت خداى تعالى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : از مردان بسيار كامل شدند و از زنان كسى كامل نشد الّا چهار زن ؛ مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم و خديجه دختر خويلد و فاطمه عليها السّلام دختر محمّد ( ص ) .
--> ( 1 ) - كذا در نسخ اين تفسير و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) ( ج 5 ؛ ص 360 ؛ س 8 ) و مراد « بيدادگر » است كه ظالم و ستمكار باشد و باعتبار لفظ [ الظالمين ] جمع آورده است . ( 2 ) - چون ابو الفتوح ( ره ) در اينجا بيانات مفيدى دارد به عين عبارت نقل ميكنيم و آن اين است ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 360 ) : « [ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ ] و او از جملهء مطيعان بود و براى آن [ قانتين ] گفت و [ قانتات ] نگفت لتغليب المذكّر على المؤنّث ؛ و گفتند : براى آنكه او قوّت مردان داشت در عبادت . و رسول ( ص ) گفت : حسبك من نساء العالمين أربع ؛ گفت : بس است ترا از زنان جهان چهار زن ؛ مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم و خديجه دختر خويلد زن رسول ( ص ) و فاطمه دختر رسول ( ص ) . و ابو موسى روايت كرد از حضرت رسول ( ص ) كه گفت : مردان بسيار كامل شدند ( تا آخر - روايت متن ) . معاذ جبل روايت كند كه رسول ( ص ) در بالين خديجه رضى اللّه عنها رفت و او در حالت نزع بود گفت : يا خديجه سخت است اين كار كه فرود آمد به تو ، گفت : يا رسول اللّه در اين كراهت خير بسيار هست آنگه گفت : چون در نزديك همسران خود شوى كه ببوستان تو خواهند بودن ايشان را از من سلام كن ، گفت : يا رسول اللّه ايشان كهاند ؟ - گفت : مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم و كلثمه او حليمه خواهر موسى ( ع ) و خديجه رضى اللّه عنها گفت : بالرفاء و بالبنين تو را با ايشان فسحت و سازگارى با دو پسران و اين دعائى باشد كه دامادان را كنند » . و در منتهى الارب گفته : « رفاء بالكسر و المدّ كفشير گرفتن و بر چفسان شدن و پيوستگى و اتّفاق و سازوارى ؛ مرافاة مثله ، و منه : بالرفاء و البنين ؛ دعاء للمتزوّج » . ابو هلال عسكرى در جمهرة الامثال گفته : ( ص 54 چاپ ايران ) : « قولهم : بالرفاء و البنين ؛ يقال ذلك للمتزوّج ؛ و الرفاء الموافقة و الملائمة من قولك : رفأت الثوب ؛ اذا لائمت خرقه . و أما قولهم : رفوت به غير همز معناه التسكين ؛ يقال : رفوت الرجل اذا سكّنت فزعه . و قال شقيق بن سليل لامرأة فارقها : و طوفى لتلتقطى مثله * و أقسم باللّه لا تفعلينا و لكن لعلّك ان تنكحى * لئيم المركب خبّأ بطينا فامّا نكحت فلا بالرفا * اذا ما فعلت و لا بالبنينا اذا ما حملت الى داره * أعدّ لظهرك سوطا متينا كأنّ المساويك فى شدقه * إذا هنّ أكرهن يفعلن طينا و قال الهذلى : رفونى و قالوا يا خويلد لا ترع * فقلت و أنكرت الوجوه هم هم » . ميدانى در مجمع الامثال گفته : « بالرفاء و البنين ؛ قال ابو عبيد : الرفاء الالتحام و الاتفاق من رفأ الثوب ؛ قالوا : و يجوز ان يكون من : رفوته ؛ اذا سكّنته ؛ قال ابو خراش الهذلى : رفونى و قالوا : يا خويلد لا ترع * فقلت و أنكرت الوجوه هم هم و هنّأ بعضهم متزوّجا فقال : بالرفاء و الثبات و البنين لا البنات و يروى : بالبنات و الثبات » .