أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
102
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
عبد الرّحمن بن ابى رافع « 1 » گفت : چون اين آيت آمد صحابه گفتند : ما توكّل بر خدا كرديم خداى تعالى كفايت كند كارهاى ما را ؛ آنچه داشتند از دست فرو گذاشتند و محافظت آن نكردند ، خداى تعالى از پس آن اين آيت فرستاد [ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ ] يعنى فيكم و عليكم ، خداى تعالى قضاء خود براند در شما و بر شما ؛ خداى تعالى هر چيزى را قدرى و اندازهء و حدّى نهاده است كه به آن جا برسد يعنى اگر توكّل كنند به روى و اگر نكنند قضاء خود براند جز ازين نيست كه هر كه توكّل كند سيّئاتش مكفّر كند و مزدش عظيم گرداند . [ وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ ] و آن زنانى كه ايشان از حيض نوميد شده باشند و حيض ايشان منقطع شده باشد أمّا شما ندانيد و در شكّ باشيد كه منقطع بودن حيض ايشان از چه سبب است ؛ از پيرى است و يا از علّت ديگر است و اين ريبت و شكّ در زنى بود كه كم از پنجاه سالش باشد و گفتند كه : پنجاه ساله را و بيشتر همين حكم بود چون حيض نبيند و كسانى كه در سنّ وى باشند و حيض ببينند عدّهء ايشان سه ماه باشد بعضى ديگر گفتند كه : اين ريبت و شكّ در عدّهء ايشان است يعنى اگر ندانيد حكم ايشان و عدّهء ايشان سه ماه باشد [ وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ ] و آنان كه ايشان را حيض نيفتاده باشد از صغر سنّ و خردى سال و همزادان ايشان را حيض افتاده باشد عدّهء ايشان هم سه ماه باشد و أمّا زنانى كه باردار باشند و خداوندان حمل عدّهء ايشان آنست كه وضع حمل كنند ؛ اگر عقب طلاق بار بنهند بلافصل به اين شوند و مالك نفس خود گردند . اما عدهء زن آبستن كه شوهرش متوفّى شود عدّهء وى أبعد الاجلين باشد اگر در اندرون چهار ماه و ده روز وضع حمل كند چهار ماه و ده روز تمام كند و اگر چهار ماه و ده روز گذشت و وضع حمل نكرد تا وضع حمل نكند از عدّه بيرون نيايد ، و بنزديك مخالفان فرقى نيست درين ؛ ميان آنكه عدّه از وفات باشد يا از طلاق كه به وضع حمل در هر دو صورت از عدّه بيرون آيد . و در عدّهء مسترابه خلاف كردهاند بنزديك اصحاب ما غايت عدّهء وى پانزده ماه باشد و مذهب مالك و احمد و يك قول شافعى آنست كه يك سال باشد و مذهب اهل عراق
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « عبد الرّحمن بن نافع » و نام هر دو در اسامى صحابيان آمده است .