أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
76
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
از آسمان از رزق و روزى يعنى آب باران پس زنده گردانيد به آن آب زمين را از پس مردن او يعنى خشك گشتن وى ، و در گردانيدن بادهاى شمال و جنوب و صبا و دبور آياتى هست و دلالاتى مرقومى را كه عقل را كار فرمايند و نظر و تفكّر كنند . آنگه گفت : [ تِلْكَ آياتُ اللَّهِ ] اين آيات كه قرآنست آيات خداى است ما بر تو ميخوانيم بحقّ نه بباطل بجدّ نه بهزل پس بكدام سخن و كدام آيت بعد از آيات خداى تعالى ايمان خواهيد آوردن ؟ ! فرق ميان حديث و آيات « 1 » آنست كه : آيات باشد كه قرآن باشد و غير قرآن از معجزات ديگر و حديث جز قرآن نباشد . [ سوره الجاثية ( 45 ) : آيات 7 تا 11 ] وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ( 7 ) يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ( 8 ) وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ( 9 ) مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ( 10 ) هذا هُدىً وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ ( 11 ) و اى هر دروغ زنى بزه كار را ؛ گفتهاند كه : [ وَيْلٌ ] نام واديى است در دوزخ كه خون و ريم اهل دوزخ به آن جا رود آنگه وصف اين بزه كار كرد و گفت : آنكه آيات خداى تعالى مىشنود كه برو ميخوانند آنگه اصرار مىكند بر كفر و مىستيهد بر آن از سر تكبّر تا گوئى كه چنانست كه خود هيچ آيتى از آيات نشنيد تو بشارت ده وى را اى محمّد بعذابى رنجاننده و دردناك . [ وَ إِذا عَلِمَ ] و چون بداند از آيات ما چيزى آن را افسوس گيرد و بر آن استهزا نمايد چنان كه ابو جهل كرد چون حديث زقّوم بشنيد [ أُولئِكَ لَهُمْ ] ايشانند كه براى ايشانست عذابى خوار كننده . [ مِنْ وَرائِهِمْ ] در پيش
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود گفته ( جلد 5 چاپ اول ابو الفتوح صفحه 39 سطر 7 ) « فرق ميان حديث خداى و آيات او آنست كه حديث متناول بود قصص را و آيات ادله و بينات را و حديث عبارت باشد از قرآن باسره چنان كه گفت فلأتوا بحديث مثله و اللّه انزل احسن الحديث و آيات بود كه از قرآن بود و بود كه نه قرآن بود پس آيات عامتر است از حديث سواء اگر از آيات قرآن باشد يا ادله ديگر براى آنكه آنچه از قرآن متضمن قصص و اخبار باشد هم آيات بود و آن را آيات قرآن خوانند » .