أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

390

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گرداند ، عزيز است تواند كه غلبه كند بر اعداء دين و ايشان را هلاك كند ، مستغنى است از نصرت و يارى خلق ؛ تكليف كردن جهاد ايشان را براى آنست كه تا بامتثال امر وى به ثواب دايم رسند . [ سوره الحديد ( 57 ) : آيات 26 تا 27 ] وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ ( 26 ) ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ ( 27 ) ما بفرستاديم نوح و ابراهيم را برسالت و پيغمبرى هر يك را در وقتى بخلقان تخصيص نوح و ابراهيم را بذكر براى آن كرد كه ايشان هر دو پدر پيغمبران بودند و جملهء پيغمبران از ايشان بودند و در فرزندان نوح و ابراهيم نبوّت و پيغمبرى پديد كرديم و كتاب كه وحى است بايشان فرستاديم . ابن عبّاس گفت : مراد بكتاب خطّ است [ فَمِنْهُمْ ] پس بعضى از فرزندان ايشان مهتدى بودند و راه راست يافته بسبب پيغمبران ، و بيشترين ايشان فاسق بودند از فرمان خداى تعالى بيرون رفتند و متابعت پيغمبران نكردند پس در عقب و اثر ايشان داشتيم رسولان خود را از پس اين رسولان عيسى مريم را فرستاديم و او را كتاب انجيل داديم و در دلهاى كسانى كه متابعت و پس - روى « 1 » عيسى كردند مهربانى و رحمت و رأفت بديد كرديم توفيقشان داديم تا با يكديگر شفقت و رحمت مىكردند اينها كه متابعت كردند وى را از خود رهبانيّتى نهادند كه ما بر ايشان ننوشتيم و واجب نكرديم ليكن ايشان براى جستن رضاى خداى تعالى آن بنهادند و اختيار كردند پس از آن چنان كه مىبايست مراعات آن نكردند و حقّ آن نگاه نداشتند و به آن نذر و عهدى كه در رهبانيّت كرده بودند وفا نكردند . عبد اللّه مسعود گفت : روزى رديف رسول خداى تعالى بودم بر چهار پاى وى مرا گفت : دانى كه ابتداى رهبانيّت ترسايان چگونه بود ؟ - گفتم : رسول خداى بفرمايد ، گفت : بعد از عيسى پيغمبر عليه السّلام جبّاران و گردنكشان مستولى شدند بر معاصى ؛ و فسق آشكارا كردند ، مؤمنان

--> ( 1 ) - مصنّف ( ره ) غالبا « پسر وى » را بجاى « پيروى » كه معنى [ اتّباع ] است به كار مىبرد .