أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
381
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ابن مسعود از رسول خداى تعالى روايت كرد كه جهودان از توراة آنچه موافق حال ايشان بود و در آن ايشان را تكليفى و رنجى نبود بگذاشتند و آنچه موانع و نواهى بود مىانداختند چنان كه خداى تعالى از ايشان خبر داد [ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ] * و در آنجا آوردند و بنوشتند آنچه بمراد و هواى ايشان بود آنگه گفتند كه : اين را بر بنى اسرائيل عرضه بايد كردن ؛ هر كه قبول نكند وى را ببايد كشت ؛ اتّفاق كردند كه اوّل بنزديك حبرى برند كه از وى عالمتر كس نبود ؛ اگر قبول كند كس ردّ نيارد كرد و نكند و اگر قبول نكند وى را بكشند ؛ آن حبر از آن حال آگاه شد « 1 » آيتى چند كه خداى تعالى فرستاده بود از توراة بر ورقى نوشت چون آن جماعت پيش وى آمدند وى تقيّه را دست بر نوشتهء خود نهاد و گفت : اين كتاب خداى تعالى و توراة موسى عليه السّلام است ، ايشان پنداشتند كه آن كتاب محرّف ايشان را مىگويد شادمانه شدند گروهى كه خواصّ اين حبر بودند اين سرّ دانستند چون وى فرمان يافت اين حديث آشكارا كردند خلاف در ميان بنى اسرائيل پديد آمد بهفتاد و اند فرقه شدند فرقتى كه بر حقّ بودند آنان بودند كه متابعان آن مرد بودند . مقاتل حيّان گفت : كه مؤمنان اهل كتاب را خواست كه بپيغمبر ما ايمان داشتند چون روزگار آمدن محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ايشان دراز شد دلهاى ايشان سخت گشت تا بدعت رهبانيّت بنهادند و صومعهها بساختند چنان كه گفت : « و رهبانيّة ابتدعوها » و اندكى بر دين عيسى عليه السّلام بماندند از براى اين گفت : [ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ] و بسيارى از ايشان فاسق بودند و از فرمان خداى تعالى بيرون شدند .
--> ( 1 ) - چون عبارت مصنّف ( ره ) خيلى مختصر شده است نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) را در اينجا نسبت بجزء اخير حديث نقل مىكنيم و آن اين است : « چون آن حبر ازين حال خبر بيافت برفت و آياتى چند از توراة كه فرستادهء خداى بود بر ورقى نوشت و در سروئى نهاد و بر گردن افكند در زير جامه ، چون جماعت كفره بيامدند و كتابى كه آن ساختهء ايشان بود بياوردند و برو عرض كردند آن حبر از خوف ايشان دست بر آن قرن نهاد و گفت اين توراة موسى است و كتاب خداى كه برو انزله كرد و من به دو ايمان دارم و مراد او آن بود كه او در آن قرن نهاده بود ايشان شادمانه شدند و از بر او باز گرديدند گروهى كه خواصّ او بودند اين سرّ مىدانستند چون او فرمان يافت آن حديث آشكارا كردند خلاف در بنى اسرائيل افتاد تا بهفتاد و اند فرقه ببودند فرقهء مصيب اصحاب ذى القرن بودند آنان كه متابعت اين قرن كردند » طالب تمام حديث بتفسير ابو الفتوح مراجعه كند ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 249 - 250 ) و طالب متن عربى آن نيز بتفسير الدرّ المنثور ( ج 6 ؛ ص 175 ) رجوع كند .