أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
361
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بخواهيد مردن و هيچ چاره نداريد و هيچ دفع نتوانيد كردن و شايد كه خطاب آنان را باشد كه بر بالين مردهء باشند مىنگرند تا كى باشد كه جان وى برآيد و نفس وى منقطع شود و ما بوى نزديكتر باشيم از شما ؛ و ليكن شما ما را نبينيد يعنى رسولان ما را از فريشتگان كه بقبض روح وى آمده باشند و شما ايشان را نبينيد از لطافت ايشان . [ سوره الواقعة ( 56 ) : آيات 86 تا 96 ] فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ( 86 ) تَرْجِعُونَها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 87 ) فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ( 88 ) فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ ( 89 ) وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ ( 90 ) فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ ( 91 ) وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ ( 92 ) فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ ( 93 ) وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ ( 94 ) إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ ( 95 ) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ( 96 ) فرّاء گفت : اين خطاب است قومى را كه ايشان گفتند : ما مرگ باز توانيم داشتن از خويش بعلم و تدبير و چارهء طبّ و مانند اين ؛ خداى تعالى بر سبيل تقريع ايشان را گفت : اگر درين دعوى راست مىگوئيد ؛ چرا چون جان به حلق مرد رسد بازپس نبريد بتدبير و چاره ؟ و معلوم است كه هيچ چيز نمىتوانيد كردن جز آنكه مىنگريد متحيّر و فرومانده . آنگه اهل قيامت را بسه صنف كرد و گفت : [ فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ ] اگر چنان كه اين متوفّى از جملهء مقرّبان حضرت باشد او را روحى و ريحانى و آسايشى بود و [ روح ] بضمّ خواندهاند . حسن گفت : [ روح ] از ريحان برآيد . قتاده گفت : به [ روح ] رحمت خواست . سعيد جبير گفت : خرّمى باشد : ضحّاك گفت : آمرزش و رحمت باشد و [ ريحان ] عبد اللّه عبّاس گفت : استراحت باشد . مجاهد و سعيد جبير گفتند : كه روزى باشد . ابن زيد گفت : در در « 1 » مرگ روح باشد يعنى راحت و در قيامت ريحان . ابو العاليه
--> ( 1 ) - كذا در نسخ و همچنين در نسخ خطّى ابو الفتوح ( ره ) ؛ پس مراد دم مرگ است و نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « ربيع بن خثيم و ابن زيد گفتند : « فروح عند الموت و ريحان فى الاخرة ؛ در در مرگ راحت باشد او را و در قيامت ريحان ؛ بعضى ديگر گفتند : مراد ريحان مشموم است ( تا آخر بيانات او ) » پوشيده نماناد كه ابو الفتوح ( ره ) در تفسير اين سوره مخصوصا در اين مورد يعنى اواخر سوره أقوال بيشترى نقل كرده است و مصنّف ( ره ) آنها را منتخب كرده و ملخّصا نقل نموده است هر كه طالب تفصيل باشد به آن مراجعه كند .