أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

354

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بخوريد از آن آب چنان كه اشتران تشنه خورند « 1 » و [ هيام ] علّتى باشد شتر را كه از آب سير نشود و آب مىخورد تا آنگه كه بميرد و ريگ نرم تشنه كه چندانكه آب برو بندند مىخورد ويرا هم [ هيم ] خوانند اين نزل و غذا و طعام ايشان باشد روز قيامت كه روز جزاست . آنگه بر سبيل تنبيه گفت : [ نَحْنُ خَلَقْناكُمْ ] ما شما را بيافريديم چرا ايمان نياورديد و مرا باور نداشتيد ؟ ! و تصديق نكرديد آنچه من گفتم و وعده دادم از اخبار قيامت و بعث و نشور ؟ ! آنگه ايشان را تنبيه كرد بر وجه تقريع و ملامت ، گفت : اى « 2 » مىبينيد اين آب منى را كه شما در رحمهاى زنان مىريزيد ؛ از آن آب منى شما فرزند مىآفرينيد يا ما مىآفرينيم ؟ و اين تقرير است تا ايشان اقرار دهند و بگويند : ما اين نمىكنيم و ما را اين قدرت نباشد . [ نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ ] ما تقدير كرديم مرگ را ميان شما تقديرى مختلف ؛ بعضى بكودكى بميرند و بعضى ببرنائى ، و بعضى بپيرى ؛ بر حسب مصلحت ايشان ؛ چنان كه من صلاح « 3 » دانم تقدير مىكنم بر ايشان و ما مسبوق نباشيم يعنى بر ما سبق نتوانند گرفتن

--> ( 1 ) - « چنان كه اشتران تشنه خورند » معنى [ فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ ] است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به [ شُرْبَ الْهِيمِ ] چنين گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 232 ؛ س 13 ) : « ابن جريج گفت : اين آيه پرسيدم از صادق عليه السّلام كه أصحاب عبد اللّه مشرب ميخوانند مرا گفت : نشنيدى كه رسول ( ص ) بديل بن ورقاء الخزاعى را باهل منا فرستاد در ايّام تشريق و گفت : إنها ايّام أكل و شرب و يقال بفتح الشين . گفتند : در او سه لغت است شرب و شرب و شرب بضمّتين ابو زيد انصارى گفت : از بعضى شرب شنيدم در مصدر اين فعل و [ هيم ] شتران تشنه باشند ؛ واحدها أهيم و هيماء ؛ و الجمع [ هيم ] و گفتند : [ هيام ] علّتى باشد شتران را كه هر چند آب خورند سير نشوند و همچنان ميخورند تا بميرند قال لبيد : أجزت على معارفها بسيف * و أطلاح من المهرىّ هيم ضحّاك و ابن كيسان و ابن عيينه گفتند [ هيم ] ريگ نرم باشد تشنه چندانكه آب به او فروكنى فرومىشود ، و گفتند : [ هيم ] جمع أهيم است و او سموم زده باشد كه از آب سيرى نيابد » ( مطابق نسخهء خطّى نقل شد ) . سيوطى در الدّرّ المنثور ( ج 6 ؛ ص 160 ) گفته : « و أخرج الطّستى عن ابن عبّاس ( رض ) أنّ نافع بن الازرق رضى اللّه عنه قال له : أخبرنى عن قوله عزّ و جلّ [ فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ ] قال : الابل يأخذها داء يقال له الهيم فلا تروى من الماء فشبّه اللّه تعالى شرب أهل - النّار الحميم بمنزلة الابل الهيم قال : و هل تعرف العرب ذلك ؟ - قال : نعم ، أما سمعت لبيد بن ربيعة و هو يقول : « أجزت الى معارفها بشعب * و أطلاح من العبدىّ هيم » ( 2 ) - در بعضى نسخ : « هي » و مراد « آيا » است . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « مصلحت » .