أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
300
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
استثنا كرد و گفت : [ إِلَّا آلَ لُوطٍ ] يعنى آنان كه بوى ايمان داشتند و اهل دين او بودند از أمّت او ما ايشان را برهانيديم در وقت سحر يعنى سحرى از سحرگاهان « 1 » تا نعمتى باشد نزديك ما لوط را و خويشان او را ؛ ما همچنين جزا دهيم آن را كه شاكر باشد و شكر نعمت ما بجاى آرد و نعمت آن بود كه ايشان را برهانيد و دشمنان ايشان را هلاك گردانيد [ وَ لَقَدْ أَنْذَرَهُمْ ] بدرستى كه لوط عليه السّلام بترسانيد ايشان را يعنى قوم خود را از عذاب و هلاك ما و گرفتن سخت ما ؛ ايشان شكّ آوردند برسولان ما . بدرستى كه طلب كردند از لوط مهمانان وى را و خواستند تا رها كند تا با مهمانان وى دست درازى كنند و مراوده « 2 » مطالبه باشد بر سبيل ملاينت و ملاطفت ، و ميهمانان وى فريشتگان بودند و او نمىدانست [ فطمسنا ] ما چشمهاى ايشان را محو كرديم « 3 » چنان كه اثر و نشان چشم بر روى ايشان نماند و آن چنان بود كه لوط تذلّل و بيچارگى مىنمود تا ايشان از سر آنچه طلب مىكردند در گذرند ؛ در نمىگذشتند و سختى مىكردند . و جبرئيل عليه السّلام از دور نظاره مىكرد چون كار از حدّ بگذشت لوط را گفت : خلّ بيننا
--> ( 1 ) - اشاره به آنست كه در [ سحر ] تعريف نيست و ابهام هست و از اين روى غير منصرف نشده است ؛ ابو الفتوح ره گفته : « نَجَّيْناهُمْ بِسَحَرٍ ] كه ما ايشان را رهانيديم در وقت سحر ؛ أخفش گفت : براى آن صرف كرد [ سحر ] را كه نكره است أراد سحرا من الاسحار ، و اگر سحر آن شب خواستى صرف نكردى گفتى : « بسحر » چنان كه گفت : [ اهْبِطُوا مِصْراً ] . أى مصرا من الامصار و لو أراد مصرا معيّنا لقال [ مصر ] » و اين مطلب در كتب ادب بطور مبسوط در باب غير منصرف عنوان شده است ؛ ابن مالك گفته : « و العدل و التعريف مانعا سحر * اذا به التعيين قصدا يعتبر » سيوطى در شرح آن گفته : « [ و العدل و التعريف مانعا ] صرف [ سحر اذا به التعيين ] و الظرفيّة [ قصدا يعتبر ] كجئت يوم الجمعة سحر فانّه معدول عن السّحر فان كان مبهما صرف كنجيّناهم بسحر ، او مستعملا غير ظرف وجب ان يكون تعريفه بال أو الاضافة نحو : طاب السّحر سحر ليلتنا » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اوّل ؛ ص 198 ؛ س 3 ) : « [ بطش ] گرفتن بقوّت باشد ( تا آنكه گفته ) و [ مراوده ] مطالبه باشد بر سبيل ملاينت و ملاطفت ؛ يقال : راده يروده و ارتاده ارتيادا و راوده مراودة و قال تعالى : و راودته الّتى هو فى بيتها عن نفسه » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « ما چشمهاى ايشان مطموس كرديم و بىاثر » .