أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
294
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و گفت : از كتابهاى خداى تعالى هيچ كتابى نيست كه آن را از بر خوانند إلّا قرآن . پس هيچ متّعظى و پند گيرندهء هست كه در او انديشه كند و پند گيرد و گفتند « 1 » : هل من طالب علم فيعان عليه ؛ هيچ طالب علم هست كه او را معاونت كنند برين « 2 » [ كَذَّبَتْ عادٌ ] چون طرفى « 3 » از قصّهء نوح بگفت طرفى از قصّهء عاد آغاز كرد گفت : عاد پيغمبر خود هود را بدروغ زن داشتند من ايشان را عذاب و بيم كردم چگونه بود بيم كردن من ايشان را و عذاب من ؟ ما بفرستاديم بر ايشان بادى سخت در روزى شوم « 4 » و بد كه نحوست و شومى او مستمرّ و پيوسته بود و آن روز چهارشنبه آخرين ماه بود كه در آن ماه ديگر چهارشنبه نبود هيچ كس را رها نكرد از خرد و بزرگ إلّا كه هلاك كرد همه را [ تَنْزِعُ النَّاسَ ] مردم را از جاى برمىكند و مىانداخت و گردن و اعضاى ايشان در يكديگر « 5 » مىشكست . محمّد اسحاق گفت كه : چون باد آغاز كرد هفت مرد از عاد از جمله اقوياء و أشدّاء ايشان كه از ايشان قوىتر و جسيمتر نبودند از جملهء ايشان . عمرو بن الخلىّ و الحارث
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 195 ؛ س 19 ) : « مطر الوراق گفت » . ( 2 ) - كذا در نسخ اين تفسير و نسخ خطّى تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن در نسخ چاپى : « بر آن » . ( 3 ) - « طرف » بفتحتين بمعنى قسمت و شطر و بعض مىباشد و در كلمات قدماى علماى عربىّ - التّصنيف مخصوصا شيخ طوسى ( ره ) و معاصران او از بزرگان فراوان در فراوان به كار رفته است مثلا مىگويند : « فلنذكر طرفا من الاخبار » و ابو الفتوح ( ره ) گفته : « آنگه چون طرفى از قصّهء نوح برفت از قصّهء عاد طرفى آغاز كرد » در منتهى الارب گفته : « طرف محرّكة كرانه و ناحيه و پارهء از هر چيزى و گروهى از آن » . ( 4 ) - « شوم » ترجمهء « نحس » است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « هارون اعور خواند [ نحس ] بكسر الحاء » خفاجى در عناية القاضى در ذيل همين آيه گفته ( ج 8 ؛ ص 124 ) : « و اعلم أنّه روى فى حديث ابن عبّاس ( رض ) كما فى الجامع الصغير : آخر أربعاء فى الشهر يوم نحس مستمرّ و قال الحافظ بن كثير فى تأريخه : من قال : انّ يوم النحس يوم الاربعاء و أمثاله فقد أخطأ و خالف القرآن فانّ فى الاية الاخرى فأرسلنا عليهم ريحا صرصرا فى أيّام نحسات و هى ثمانية متتابعة فلو كانت نحسات فى نفسها كانت جميع الايّام كذلك و هذا لم يقله أحد و انّما المراد أنّ هذا كانت نحسات عليهم [ الى آخر ما قال ] فليتأمّل » . ( 5 ) - در بعضى نسخ : « همديگر » .