أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
280
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
تا خداى تعالى دوزخ را بيافريده است نخنديدهاند . عمر را پرسيدند كه اصحاب رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خنديدندى ؟ - گفت : اى و اللّه و لكن ايمان در دل ايشان استوارتر بود از كوههاى رواسى . مجاهد گفت : معنى آيت آنست كه اهل بهشت را در بهشت بخنداند و اهل دوزخ را در دوزخ بگرياند . روايت كردهاند كه : جهودى از امير المؤمنين على عليه السّلام پرسيد از اين آيت و گفت : خندانيدن و گريانيدن فعل حكيمان نباشد فعل سفيهان باشد ؟ امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : معنى آن است كه اوست آن خداى كه ابر را بگرياند بباران و باغ را بخنداند در بهاران بشكوفههاى الوان ؛ أبكى السّحاب بالامطار و أضحك الاشجار بالانوار . ذو النون مصرى گفت : دلهاى عارفان را بخنداند بآفتاب عرفان ؛ و دلهاى كافران را بگرياند بانكار و كفران ، و اوست آن خداى كه بميراند در دنيا و زنده گرداند در قيامت . و گفتند كه : پدران را بميراند و پسران را زنده گرداند و اين را برين معنى تفسير دادهاند : و قد أرانى الشباب الرّوح فى بدنى * و قد أرانى المشيب الرّوح فى بدلى اى فى ولدى . كافر را بميراند بسبب انكارش ؛ و مؤمن را زنده گرداند براى معرفت و اقرارش ، أ فمن كان ميتا فأحييناه ؛ أمات عن ذكره و أحينى بذكره ؛ گروهى را از ياد خود بميراند بخذلان و گروهى را به ياد خود زنده گرداند بتوفيق معرفت و ايقان و قيل : أمات بعدله و أحينى بفضله و أمات بالمنع و الحرمان و أحيى بالجود و الاحسان . و اوست آن خداى كه هر چه آفريد جفت آفريد و از حيوانات نرى و مادهء آفريد براى تناسل و توالد تا منقطع نشود و جهان آبادان باشد چندان كه وى خواهد . [ مِنْ نُطْفَةٍ ] از نطفهء آفريند « 1 » چون از پشت نرينه در رحم مادينه ريخته شود و قيل : تمنى اى تقدّر ؛ از نطفهء كه از وى تقدير حيوانى كرده شود بدرستى كه بر وى است آفريدن بازپسين يعنى بازآفريدن ديگر بار و آنگه خلق را زنده كند پس از مرگ و اوست كه خلقان را توانگر كرد بمال و سرمايه داد ايشان را . ضحّاك گفت : توانگر كرد بزر و سيم و
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « آفريد » .