أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

256

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خلاف كرده‌اند تا چه ديد ؟ گفتند : جبرئيل عليه السّلام را ديد بر آن شكل كه در آسمان باشد و اخبارى كه در اين معنى آورده‌اند در آنچه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خداى را ديد هيچ شكّ نيست كه ظاهر آيت [ ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ] ؛ اين است كه دل محمّد در آنچه ديد دروغ نگفت با او ؛ و اضافت رؤيت با دل است و رؤيت دل علم باشد اگرچه لفظ قرآن و خبر برؤيت است چون بدل معلّق است جز علم نباشد كه ادراك بدل نكنند به چشم كنند « 1 » و چند راوى از اصحاب رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردند كه رسول ( ص ) را پرسيدند كه شب معراج خداى را ديدى ؟ - گفت : رأيته بفؤادى و لم أره بعينى ؛ گفت : بدل ديدم او را به چشم نديدم « 2 » و قوله [ ما رَأى ] حمل كردن بر عموم اولىتر باشد ؛ تا هر چه ديد آن شب از آلاء و نعماء و عجايب و غرايب از خلق آسمان و زمين و انواع فريشتگان و انواع نعمت و بهشت و دوزخ و جز آن [ ما ] شامل باشد آن همه را « 3 » . مسروق گفت كه : عايشه را گفتم كه : رسول خداى شب معراج خداى تعالى را ديد ؟ - متغيّر شد و گفت : سخنى گفتى كه موى بر اندام من « 4 » برخاست ، من گفتم : پس چيست اينكه در قرآن مىگويد ؟ - گفت : كجا ؟ - گفتم : در سورهء « و النّجم » ، گفت : بخوان ؛ بخواندم ؛ تا اينجا رسيدم ، گفت : رويدا ؛ ساكن باش أين يذهب بك ؟ ترا بكدام راه برده‌اند و تو چه گمان

--> ( 1 ) - كذا در غالب نسخ و در نسخ خطّى و چاپى تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن در يك نسخه : « كه ادراك بدل بكنند و به چشم نكنند » . ( 2 ) - اشاره بمضمون اين قبيل احاديث است اين بيت : « اين چنين گفتند سالاران ره * نحن لم نعبد إلها لم نره » . ( 3 ) - در غالب نسخ اين عبارت مختصرتر است و چنين : « از آلاء و نعماء و بهشت و دوزخ و هر چه آن شب ديد [ ما ] شامل آن باشد » . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « بر تن من » .