أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

250

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بلكه خداى تعالى در شما برآورد و در او رها كرد « 1 » . عروة بن الزّبير « 2 » روايت كرد از جماعتى كه عتبة بن ابى لهب چون اين سوره فرود آمد گفت : و اللّه لأوذينّ محمّدا ؛ يعنى بخداى كه محمّد را برنجانم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دلتنگ شد و برو دعا كرد و گفت : اللّهمّ سلّط عليه كلبا من كلابك يأكله ؛ بار خدايا سگى را از سگانت بر او مسلّط گردان تا او را بخورد و از اين سخن بسى برنيامد كه با جمعى از كافران قريش ببازرگانى رفت در راه بمنزلى فرود آمد آنجا ديرى بود راهبى آواز داد كه اين زمين مسبعه « 3 » است خود را نگاه داريد ابو لهب گفت : يا معشر قريش أعينونى اللّيلة فانّى أخاف على ابنى دعوى محمّد ؛ مرا يارى دهيد امشب ؛ كه من مىترسم از دعاى محمّد بر پسرم ، ايشان جملهء رحلها جمع كردند و بر بالاى همه

--> ( 1 ) - - در اين باب نيكو سروده‌اند : « گشايش از در ديگر مجو به غير على * كه باب غير على را به گل برآوردند » بايد دانست كه اين منقبت از مناقب بسيار بسيار برجستهء امير المؤمنين على عليه السّلام است و در كتب مربوط به اين مطلب از قبيل كتب مناقب و امامت خاصّه مانند مناقب ابن شهر آشوب و غاية المرام و ترجمهء آن يعنى كفاية الخصام و تاسع بحار و امثال آنها چنان كه شايد و بايد مطلب را بسط داده‌اند و ابن البطريق ( ره ) در عمده و قاضى شوشترى ( ره ) در احقاق الحق و غير ايشان نيز در غير آنها با اين مطلب بر طهارت و عصمت امير المؤمنين و فاطمه عليهما السّلام استدلال كرده‌اند و آن را مانند آيهء تطهير يعنى آيهء « لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ » دليل مستقلّ بر عصمت ايشان دانسته‌اند و ما نيز تبعا لعلمائنا الاعلام رضوان اللّه عليهم در « كشف الكربة فى شرح دعاء النّدبة » در ذيل اين فقره از دعاء « و أحلّ له فى مسجده ما حلّ له ؛ و سدّ الابواب الّا بابه » مطالب بسيار نفيسى در اين موضوع نقل كرده‌ايم وفّقنا اللّه لاتمامه و طبعه و نشره بحقّ حبيبه محمّد و عترته صلواته عليه و عليهم . ( 2 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « عروة بن الزّبير بن العوّام الاسدىّ ابو عبد اللّه المدنىّ أحد الفقهاء السبعة و أحد علماء التابعين عن ابيه و أمّه و خالته عائشة و علىّ و محمّد بن مسلمة و أبى هريرة و عنه أولاده عثمان و عبد اللّه و هشام و يحيى و محمّد و سليمان بن يسار و ابن أبى مليكة و خلائق ( تا آخر ترجمه ) » . ( 3 ) - در منتهى الارب گفته : « أرض مسبعة كمرحلة زمين ددناك » در برهان قاطع گفته : « دد بفتح اوّل و سكون ثانى سبع را گويند كه جانوران درنده باشد همچو شير و پلنگ و گرگ و مانند آن » فيروز آبادى گفته : « و أرض مسبعة كمرحلة كثيرته [ أى كثيرة السبع » .