أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

224

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ وَ فِي عادٍ ] و در عاد و قصّهء ايشان آيات و دلالات است چون بفرستاديم بر ايشان باد عقيم را و آن بادى بود كه ميغ « 1 » را پراكنده گرداند و برگ را از درخت به زير اندازد در وقت خزان ؛ رها نكرد اين باد هيچ چيز را كه بر وى آمد الّا كه ويرا استخوان پوسيده و ريزيده گردانيد . [ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 43 تا 50 ] وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ ( 43 ) فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ ( 44 ) فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ وَ ما كانُوا مُنْتَصِرِينَ ( 45 ) وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ ( 46 ) وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ ( 47 ) وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ ( 48 ) وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ( 49 ) فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 50 ) و در ثمود كه قوم صالح بودند آيات و عبرتهاست چون گفتند ايشان را كه تمتّع و برخوردارى گيريد از عمر و مال ؛ تا زمان رسيدن آجال اگر ايمان آريد ايشان ايمان نياوردند و از فرمان خداى تعالى درگذشتند و طاغى و باغى شدند صاعقهء بيامد و ايشان را بگرفت و آن آتشى بود كه از آسمان بيامد و ايشانرا بسوخت . و گفتند كه : هر عذاب كه از آسمان آيد آن را صاعقه خوانند و ايشان بصيحه و بانگ جبرئيل عليه السّلام هلاك شدند و به هيچ وجه نتوانستند كه برخيزند و از عذاب خداى بگريزند . و قوّت انتقام نداشتند كه انتقام كشند . آنگه گفت : [ وَ قَوْمَ نُوحٍ ] ياد كن قوم نوح را از پيش آن گروه گذشته از عاد و ثمود و قوم فرعون ؛ ايشان گروهى فاسقان بودند از فرمان خداى تعالى بيرون شدند . [ وَ السَّماءَ ]

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « ميغ باثانى مجهول بر وزن تيغ بخارى را گويند تيره و ملاصق زمين و بمعنى ابر هم آمده است كه عربان سحاب گويند » و از شواهد معنى دوم اين بيت است : « جهان را ماه شادى زير ميغ است * همه كار جهان در دو دريغ است »