أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

212

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

دروغ بود و معنى اين است كه بكشند دروغ زنان را يا لعنت باد بر ايشان . عبد اللّه عبّاس گفت : مقتسمان‌اند « 1 » كه عقبه‌هاى مكّه بپخشيدند و مردم را منع كردند از آنكه برسول خداى تعالى رسند . [ الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ] آنان كه ايشان در غفلت ساهىاند يعنى در سهو و غفلت باشند مىپرسند و سؤال مىكنند كه روز حساب و جزا كى خواهد بودن ؟ - ايشان را جواب ده و بگوى كه : آن روز خواهد بود كه ايشان به آتش امتحان

--> ( 1 ) - طريحى ( ره ) در مجمع البحرين در مادهء « ق س م » گفته : « [ مقتسمين ] أى متحالفين على غضب رسول اللّه ، و قيل : المقتسمين هم قوم من أهل - الشرك قالوا لأصحابهم : تفرّقوا على اعقاب مكّة حيث يمرّ بهم أهل المواسم فاذا سألوكم عن محمّد فليقل بعضكم : هو ساحر و بعضكم هو مجنون فمضوا فأهلكهم اللّه ، و سمّوا [ الْمُقْتَسِمِينَ ] لأنّهم اقتسموا طرق مكّة ] و مصنّف ( ره ) در ذيل آيهء « إنّى انا النذير المبين كما أنزلنا على المقتسمين ، الذين جعلوا القرآن عضين » نيز به اين مطلب تصريح كرده است طالب تحقيق آن بتفسير آن سه آيه كه آيهء هشتاد و نه و نود و نود و يك سورهء مباركهء « حجر » است رجوع كند و ابو الفتوح ( ره ) در ذيل اين آيات سه گانه چنين گفته ( ج سوم چاپ اوّل ؛ ص 250 ؛ س 31 ) : « گفت : من شما را از عذابى مىترسانم كه فرود آيد بشما چنان كه بمقتسمان جهودان و ترسايان آمد كه قرآن مجزّى و مبعّض و مقّسم كردند ببعضى ايمان آوردند و ببعضى كافر شدند و گفتند : نؤمن ببعض . و نكفر ببعض . عكرمه گفت : [ مقتسمان ] كافران قريش بودند كه بر طريق استهزاء قرآن بر خود ببخشيدند سوره سوره ؛ يكى مىگفت : اين سوره مراست ، و ديگرى مىگفت : اين سوره مراست ، مجاهد گفت : جهودان و ترسايانند كه كتاب خود مقسّم و مبدّد كردند مقاتل گفت : شانزده مرد بودند كه وليد مغيره ايّام موسم ايشان را بفرستاد تا راههاى مكّه ببخشيدند تا چون حاجّ روى بمكّه نهادند مىگفتند : نگر دعوت اين مرد كه برخاسته است قبول نكنيد كه او ساحر است ، يكى مىگفت : شاعر است ، يكى مىگفت : كاهن است ، و يكى مىگفت : عرّاف است ، وليد مغيره بر در مسجد الحرام نشسته بود چون او را پرسيدندى از رسول ؛ گفتى : او چنان است كه ايشان گفتند . مقاتل حيّان گفت : قومى بودند كه قرآن پخش نمودند ؛ بعضى گفتند : سحر است ، و بعضى گفتند : سمر است ، و بعضى گفتند : فسانهء اوّلينان است ، و بعضى گفتند : بافتهء اوست » و اشاره به اين موضع است آنچه در ذيل اين آيه يعنى [ قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ ] گفته است به اين عبارت ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 148 ) : « عبد اللّه عبّاس گفت : مقتسمان‌اند كه عقبه هاء مكّه بپخشيدند و مردم را منع كردند از الحاق برسول عليه السّلام ؛ و قصّهء آن برفت » .