أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

198

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

او را بيندازند در عذاب سخت ؛ گفتند : آيت در وليد مغيره آمد كه منّاع خير بود برادر زادگان « 1 » خود را از اسلام منع كرد ، و گفت : اگر شما در دين اسلام آئيد هرگز روى من نبينيد و با شما هرگز خير نكنم . [ سوره ق ( 50 ) : آيات 27 تا 30 ] قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ ( 27 ) قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ ( 28 ) ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ ( 29 ) يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ( 30 ) گويد قرين وى ؛ مفسّران گفتند : يعنى شيطان كه او بقيامت تبرّا كند از أتباع خود و گويد : [ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ ] بار خدايا من او را طاغى نكردم او خود ضالّ و گمراه بود و گفتند : مراد بقرين آن داعى است كه او را در دنيا دعوت كرده باشد با كفر و با مذهبى باطل ؛ فردا او گويد : منش گمراه نكردم او خود ضالّ بود . ايشان در اين مناظره باشند خداى تعالى گويد : [ لا تَخْتَصِمُوا ] خصومت مكنيد نزديك من و من تقديم كرده‌ام آيات و اخبار متضمّن وعيد بشما و حجّت انگيخته‌ام آن سخن كه من گفته‌ام آن را بدل نكنم و آن سخن آنست كه گفت : [ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ ] * و گفتند : جملهء آيات وعيد است و خبرها كه داده است كه كافر سزاى دوزخ است و فاسق هم إلّا آنكه ايمان آرد و توبه كند و يا من تفضّلا عفو كنم اگر كافر نباشد « 2 » و من بر هيچ بنده ظلم نكنم ، و بگناه ناكرده عقوبت نفرمايم و ايشان

--> ( 1 ) - در نسخهء قديم : « برادر و برادرزادگان » و گمان قوى آنست كه تكرار « برادر » از سهو القلم ناشى شده است زيرا در ساير نسخ بدون تكرار است و در نسخ خطّى و چاپى ابو الفتوح ( ره ) چنين است : « گفتند : آيت در وليد مغيره آمد ؛ مراد آنست كه پسران برادرش را منع كرد از آنكه در اسلام در آيند و گفت : اگر شما در دين محمّد رويد من هرگز با شما خير نكنم » . ثقة الاسلام طبرسى ( ره ) در مجمع البيان ضمن تفسير آيه گفته : « قيل : إنّها نزلت فى الوليد بن المغيرة حين استشاره بنو أخيه فى الاسلام فمنعهم فيكون المراد بالخير الاسلام » . ( 2 ) - كذا در تمام نسخ اين تفسير و نسخ خطّى و چاپى تفسير ابو الفتوح ( ره ) ليكن فقط در نسخهء قديم : « باشد » .