أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
181
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كردم كه پرهيزگارتر باشد و شما گفتيد : فلان بن فلان ، من امروز نسب خود رفيع كنم و نسب شما وضيع كنم اين المتّقون ؟ كجااند پرهيزگاران ؟ - و شاعر گفت : ما يصنع العبد بعزّ الغنى * و العزّ كلّ العزّ للمتّقى من عرف اللّه فلم يغنه * معرفة اللّه فذاك الشّقى [ سوره الحجرات ( 49 ) : آيات 14 تا 15 ] قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 14 ) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ( 15 ) آيت در جماعتى از بنى اسد آمد كه بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمدند و اظهار كلمهء شهادت كردند و در دل ايمان نداشتند و راههاى مدينه پليد « 1 » مىداشتند و نرخها گران مىكردند و بامداد و شبانگاه پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىآمدند و مىگفتند : أتتك العرب بأنفسها على ظهور رواحلها و جئناك بالأثقال و الذرارى ؛ عرب بنزديك تو آمدند بر پشت رواحل و ما آمدهايم و فرزندان و بنه را پيش تو آوردهايم ؛ بر سبيل منّت ، و با تو قتال نكرديم چنان كه بنو فلان كردند ؛ و بطمع صدقه آمده بودند ، أعطنا ؛ ما را عطا ده ، خداى تعالى اين آيت فرستاد در ايشان سدّى گفت : در اعراب مزينه « 2 » و جهينه « 3 » و اشجع « 4 » و اسلم « 5 »
--> ( 1 ) - در غالب نسخ : « ببند » و در بعضى ديگر : « بلند » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بپليد » ( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « مزينة كجهينة قبيلهء است از اولاد مزينة بن أدّ بن طانجة بن الياس بن مضر ؛ مزنى كعرنى منسوب بوى ؛ از آن قبيله است بكر بن عبد اللّه مزنى از اصحاب نبى صلّى اللّه عليه و سلم ، و زهير بن أبى سلمى شاعر » . ( 3 ) - در منتهى الارب گفته : « جهينة بالضم قبيلهء است و قلعهء است بطبرستان و دهيست بموصل ، از آن ده است حسين بن نصر بن محمّد صاحب تصانيف « و عند جهينة الخبر اليقين » مذكور است در [ ج ف ن ] » . ( 4 ) - در منتهى الارب گفته : « اشجع بن ريث بن غطفان پدر قبيلهء است » . ( 5 ) - « اسلم » بفتح همزه و سكون سين مهمله و فتح و ضمّ لام از اعلام معروفه است ؛ و قرينهء سياق دلالت مىكند كه نام پدر قبيلهء يا شعبى يا بطنى نيز مىباشد .