أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
173
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : لا تغتابوا المسلمين و لا تتّبعوا عوراتهم فانّ من اتّبع عورات أخيه المسلم اتّبع اللّه عوراته حتّى يفضحه و لو وسط رحله ، گفت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : غيبت مسلمانان مكنيد و در پى عيب و عوار ايشان مباشيد كه هر كه چنين كند خداى تعالى وى را رسوا كند و اگرچه در خانهء خود باشد و ابو هريره روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه گفت : ايّاكم و الظنّ فأنّ الظنّ أكذب الحديث ؛ بر شما باد كه گمان نبريد كه گمان بردن دروغترين سخن باشد . عبد الرّحمن عوف گفت : شبى با عمر خطّاب در مدينه بعسسى « 1 » ميگرديديم بدر سرائى رسيديم روشنائى چراغ بود آنجا و از سراى آوازى مىآمد عمر گفت : اين سراى كيست ؟ - من گفتم : سراى ربيعة بن أميّة بن خلف و بخمر مشغولاند و ليكن ما خطا كرديم كه تجسّس كرديم و خداى ما را نهى كرد ازين ؛ عمر گفت : راست گفتى و برگشت . و همچنين : عبد الرّحمن عوف گفت : شبى ديگر با عمر خطّاب بودم بعسسى « 2 » بدر سرائى رسيديم از آنجا روشنائى مىآمد گوش فرا داشتيم آواز مردى مىآمد و آواز زنى كه سرود مىگفت بآواز نرم ؛ مادر بزديم در بگشادند درون رفتيم « 3 » مردى را ديديم قدحى در دست با زنى نشسته عمر مرد را بشناخت گفت : اى فلان تو اينجائى ؟ - مرد گفت : يا أمير المؤمنين تو اينجائى ؟ - عمر گفت : اين زن از تو چه باشد ؟ - گفت : حلال منست ، گفت : در آن قدح چيست ؟ - گفت : آبست ، زن را گفت : چه غنا مىگفتى ؟ - گفت : مىگفتم : تطاول هذا اللّيل و اسودّ جانبه * و أرّقنى ان لا حبيب ألاعبه فو اللّه لو لا خشية اللّه و التّقى * لزعزع من هذا السرير جوانبه و لكنّ عقلى و الحياء يكفّنى * و أكرم بعلى أن تنال مراكبه
--> ( 1 ) - در غالب نسخ اين تفسير و نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) در هر دو مورد : « بعسس » ( بدون ياء ) . ( 2 ) - در غالب نسخ اين تفسير و نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) در هر دو مورد : « بعسس » ( بدون ياء ) . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « در رفتيم » يعنى داخل شديم .