أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

156

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كرد از روزهء روز شكّ و در تحريم روزهء روز شكّ به اين تمسّك مىكنند ، روزهء روز شكّ بنيّت ماه رمضان نتوان داشت و بنيّت ديگر توان داشت . مجاهد گفت : آيت در حقّ كسانى آمده است كه ايشان چون كسى از رسول خداى چيزى پرسيدى ايشان پيشدستى كردندى و جواب دادندى و أدب گوش نداشتندى خداى تعالى اين آيت فرستاد و ايشانرا أدب نفس آموخت . عبد اللّه زبير گفت : جماعتى از بنى تميم بنزديك رسول حاضر آمده بودند بوفد ابو بكر گفت : يا رسول اللّه قعقاع بن معبد را امير ايشان كن عمر گفت أقرع بن حابس را ، ابو بكر گفت : تو در اين كار جز خلاف من نخواستى ، او گفت : نخواستم و آواز بلند كردند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : بر حكم خداى و امر پيغمبر وى پيشى مگيريد و بىايشان هيچ كار مكنيد ، و اين آيت دليل است بر بطلان قياس براى آنكه خداى تعالى بر سبيل عموم گفت و تخصيص نكرد بلكه جملهء مؤمنان را نهى كرد از آنكه از خدا و رسول او چيزى گويند « 1 » آنگه گفت [ وَ اتَّقُوا اللَّهَ ] از خداى تعالى بترسيد و از عقاب وى و از معاصى او اجتناب كنيد كه او شنواست بگفتار شما و داناست باحوال شما [ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا ] ؛ آيت در ثابت بن قيس بن شمّاس آمد و او كر بود و بلند آواز ؛ با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن گفتى بآواز بلند و رسول را از آن كراهيت « 2 » آمدى خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان آواز بر مداريد بالاى آواز پيغمبر و با او سخن مگوئيد چنان كه با يكديگر و ويرا آواز مدهيد بنام چنان كه يكديگر را مىگوئيد : يا محمّد يا احمد ، و ليكن خطاب چنين كنيد : يا رسول اللّه ، يا نبىّ اللّه ، چنان كه گفت : [ لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً ] تا اعمال شما باطل نگردد يعنى تا بموقع قبول افتد چه معلوم است كه اگر آن خطاب بر وجه مأمور كردندى مستحقّ ثواب بودندى

--> ( 1 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد اينست ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 112 - 113 ) : « و درين آيت دليل است بر بطلان قياس براى آنكه خداى تعالى بر سبيل عموم گفت و تعيين و تخصيص نكرد بل جملهء مؤمنان را منع كرد از آنكه پيش از خداى و رسول چيزى گويند يا كنند إلّا آنگه كه او فرمايد امتثال فرمان او كنند بر وفق گفتار او و قياس و حمل چيزى بر چيزى و استنباط حكمى از حكمى خلاف اينست » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « كراهت » .