أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

143

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

با زمين سهل افتادند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : بگوئيد : نستغفر اللّه و نتوب اليه ، بگفتند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : و اللّه كه اين آن حطّه است كه بر بنى اسرائيل عرضه كردند و ايشان قبول نكردند آنگه گفت : دست راست گيريد به راه ثنيّة المران « 1 » بر مهبط حديبيه كه زير مكّه است روى بدان جانب نهادند قريش چون خبر يافتند روى بدان راه آوردند رسول چون بثنيّة المران رسيد آنجا فرود آمد و قوم خود را گفت : فرود آئيد ، فرود آمدند باقصى حديبيه بر چاهى كه درو آب اندك بود بيك ساعت خشك كردند و گفتند : با رسول اللّه در چاه آب نماند ما از تشنگى هلاك خواهيم گشت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تيرى از جعبهء خود بر كشيد و گفت . ببريد و يكى در چاه شويد « 2 » و در بن چاه فرو زنيد ناجيه بن عمرو « 3 » آن تير بستد و بچاه فرو شد و در قعر چاه به زمين فرو برد چندانى آب برآمد كه ايشان را بس كرد ايشان درين بودند كه بديل بن ورقاء خزاعى با جماعتى از بنى خزاعه رسيد و گفت « 4 » : يا رسول اللّه قريش بيامدند بر آن عزم كه ترا نگذارند « 5 » بشر بن سفيان رسول ( ص ) را گفت : دستور باش تا من بروم و قريش را بگويم و جواب آن با نزديك تو آرم ؟ رسول گفت : روا باشد ؛ برفت و قريش را گفت : من از پيش

--> ( 1 ) - در مراصد الاطلاع آمده : « ثنيّة المران بضم الميم و تخفيف الراء ؛ فى صحيح مسلم : ثنية المره بفتح الميم و تخفيف الراء فى حديث الهجرة انّ دليل النبى ( ص ) سلكها و فى حديث آخر : ثنيّة الوداع بفتح الواو و هو اسم موضع ثنيّة مشرفة على المدينة يطأها من يريد مكّة » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « يكى در چاه فرو شويد » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافه « و او سائق هدى رسول بود » و ترجمهء حال او بطور مستوفى در كتب رجال مذكور است هر كه مىخواهد رجوع كند . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) در اينجا تصريح كرده كه « بديل » از اجداد اوست و نصّ عبارت وى اين است ( ج 5 چاپ اول ص 103 ، س 7 ) : « ايشان درين بودند بديل بن ورقاء الخزاعى با جماعتى بنى خزاعه برسيد و او از پدران ماست و بنى خزاعه عيبهء نصح رسول بودند از جملهء اهل تهامه و گفت » و زيبنده بود كه ابو المحاسن جرجانى ( ره ) در اين مورد از جلاء الاذهان به اين مطلب اشاره كند ليكن متأسّفانه در هيچ جاى تفسير خود بمورد اخذ خود يعنى تفسير شريف ابو الفتوح ( ره ) تصريحى يا اشارتى نكرده است چنان كه در مقدّمه بتفصيل ياد شد . ( 5 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است مطابق نسخهء خطّى و در چاپى نيز معنى همين است با مختصر اختلافى در عبارت ( ج 5 چاپ اول ص 103 ؛ س 8 - 11 ) : و گفت يا رسول اللّه قريش بيامدند كعب بن لؤى و عامر بن لؤى بر سر راههاى حديبيه فرود آمدند كوچك و بزرگ و عزم قتال تو دارند و ترا در مكّه رها نخواهند كردن رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همان جواب داد كه اوّل گفته بود بشر بن سفيان را ، بديل چون اين سخن بشنيد گفت : يا رسول اللّه دستورى باشد تا اين سخن كه گفتى قريش را بگويم و جواب بنزد تو آرم ؟ - رسول گفت : روا باشد برو » پس معلوم مىشود كه مصنّف ( ره ) در تلخيص عبارت اشتباه كرده و كسب اجازهء بديل را ببشر نسبت داده است .