أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

124

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مال خود را و زن و فرزند خود را در حصن آريد به خواندن سورهء انا فتحنا كه هر كه مداومت نمايد بر خواندن انّا فتحنا منادى ندا كند روز قيامت كه اى بنده تو از جملهء بندگان خالص منى ؛ او را ببندگان خالص من در رسانيد ، و در بهشت با نعمت ساكن گردانيد ، و از شراب رحيقش بچشانيد . [ إِنَّا فَتَحْنا ] قديم تعالى و تقدّس بر سبيل منّت و تذكير نعمت گفت : ما گشاديم براى تو اى محمّد گشادنى هويدا و روشن . تا اين كدام فتح است ؟ بعضى گفتند : فتح مكّه است ، مجاهد گفت : فتح خيبر است ، جابر گفت : فتح حديبيه است مجاهد گفت : مراد بفتح مبين آن است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بحديبيه اشتر بكشت و بفرمود تا سر بتراشيدند جمعى از براء ابن عازب ازين فتح پرسيدند ؟ - گفت : شما چنان دانيد كه اين فتح مكّه است ما فتح مكّه از حديبيه مىدانيم و شمار فتح از روز حديبيه مىكنيم كه فتح حديبيه مقدّمهء فتح مكّه بود و فتح بيعة الرّضوان آنگه ما با رسول هزار و چهار صد مرد بوديم گفتند : حديبيه چيست ؟ - گفت : نام چاهى است . مجمع بن حارثهء انصارى گفت : و او از جملهء قرّاء بود كه قرآن بر رسول خواندى كه : بحديبيه حاضر آمديم با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون بازگشتيم در راه مردم ميشتافتند و چهارپايان ميتاختند من گفتم چه بوده است ؟ - گفتند : رسول را وحى آمده است ، من نيز بشتافتم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر راحلهء يافتم بنزديك كراع الغميم چون مردم گرد آمدند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت برخواند : انّا فتحنا لك فتحا مبينا ، يكى از جملهء صحابه گفت : يا رسول اللّه اين فتح است ؟ - گفت : آرى بحرمت آن خداى كه جان من در دست وى است كه فتح است ، آنگه عنقريب فتح خيبر بود و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم غنيمت خيبر بر اهل حديبيه قسمت كرد « 1 » شعبى گفت : درين روز چند بشارت بود : يكى فتح حديبيه . ديگر آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پارهء آب برگرفت و بكنارهء چاه آمد كه آن را حديبيه خوانند آب در دهن كرد و بگردانيد و در چاه ريخت آب بر سر چاه آمد .

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و آن غنيمت جز آنان نگرفتند كه بحديبيه حاضر بودند » .